تبليغاتX
داستان ورزشکار شدن یک انار(1) - چرا به میتینگ می آیم؟

داستان ورزشکار شدن یک انار(1)

والاترین افکار به اندازه دو زار تلاش فایده ندارند. یه ذره بهتر از هیچیه.

موضوع انشاست. برای تولد گروه مسابقه انشا نویسی داریم و برنده بهو پنج پوند از وزنش کم میشه! نه اما یه ستاره پنج پوندی میگیره...نه خوب یه ستاره تشویقی میگیره...دروغ گفتم. ستاره متاره نداریم. واسه دل خودمونه. هرکس حوصله داره یاعلی بگه...یه صفحه سفید Word باز کنه جلوش و بنویسه که "چرا به میتینگ می آیم؟". بعد که تموم شد سیو کنه و به آدرس blog_identity@yahoo.com بفرسته. من همه اش رو سر هم میکنم و یه فایل میکنم و میشه کادوی تولد خودمون به خودمون. آپلود میکنم و هرکس میتونه یه نسخه ازش پرینت بگیره و هرموقع احتیاج پیدا کرد بخونه. پس هرچی مشتی تر و از دل تر بنویسید که کادوی شماست به بقیه یار غارهاتون و معرفی نامه ماست به هرکسی که بخواد بدونه ما اینجا چکار میکنیم. یادتون نره امضا کنید: انار، 29 ساله

مهلت ارسال: شنبه ششم ژانویه 2008

پ.ن. آقا امضا رو اینجوری بذارید: انار، 29 ساله، مدت عضویت یک سال(اگر عضو رسمی نیستید بگین عضو نیستم)
اگر دوست داشته باشید میتونید قد و تغییر وزنتون رو هم بذارید که اونایی که نمیشناسند بهتر بفهمند یا ستاره هایی رو که گرفتید نام ببرید ما اجباری نیست. هرچی که خودتون فکر میکنید به یه آدمی که بعدا میخونه و الزاما عضو گروه هم نیست چی بگید که شما رو در رابطه با اینجا بهتری معرفی می‌کنه.

+ نوشته شده در  Sat 29 Dec 2007ساعت 21:57  توسط انار  |