تبليغاتX
داستان ورزشکار شدن یک انار(1)

داستان ورزشکار شدن یک انار(1)

والاترین افکار به اندازه دو زار تلاش فایده ندارند. یه ذره بهتر از هیچیه.

اگر جزو آدمهایی هستید که بر اثر اعصاب خراب پرخوری میکنید یا به کلی از غذا میفتید یا زمان پریود ماهانه خورد و خوراکتون به کل متحول میشه بهتره یه نگاهی به این مطلب بکنید.

نوروترانسمیر: برای اینکه فرایند عصبی خوری (یا کوری اشتها) رو درک کنیم اول لازمه که یک مفهوم جدید رو یاد بگیریم: نوروترانسمیتور. نوروترانسمیتور ها رو میتونید پیام آوران مغز تصور کنید. حدود پنجاه نوع از این پیام آوران بیوشیمایی مامور رساندن پیامهای مختلف مغز هستند. بعضی از آنها به شما کمک میکنند که انرژی بگیرید در حالیکه بعضی دیگر آرامتان میکنند و باعث میشوند بخوابید. بعضی میخنداننتان و بعضی ها کمکتان میکنند که غم را حس کنید. نوروترانسمیترها به شما کمک میکنند که بتوانید فکر کنید و تمرکز کنید...در واقع نوروترانسمیترها تقریبا برای هر عمل فیزیکی یا ذهنی شما لازم هستند. بعضی از نوروترانسمترهای معروف را شاید بشناسید: ملاتونین که باعث میشود بخوابید، اندورفین که باعث میشود احساس سرخوشی کنید (صکص و ورزش هردو باعث ترشح اندورفین میشوند) و دوپامین و سرتونین که مسئول بخش اشتها هستند.

این دوپامین و سرتونین به چه درد میخورند؟ این دو نوروترانسمیتر مهم مسئول اصلی رساندن این پیام هستند که آیا شما گرسنه هستید یا سیر و اگر گرسنه هستید به چه نوع غذایی میل دارید. دقت کنید که حتی وقتی که انقدر خوردید که دلتون واقعا داره کش میاد و درد گرفته فقط وقتی احساس سیری میکنید که از مغز این فرمان صادر بشه که "سیر شدیم"...روزهایی که "سیرمونی نداریم" همون روزهاییه که مغز این فرمان رو صادر نمیکنه...اما چرا؟

وجود مقدار کافی از این دو ماده در مغز باعث میشه نسبت به غذا احساس رضایت کنید درحالیکه مقدار پائین باعث میشه احساس گرسنگی کنیم یا پرخوری کنیم. نکته جالب اینه که کمبود هرکدوم از این دو ماده نسبت به یه سری غذاهای خاص ولع ایجاد میکنند. مثلا ولع نسبت به کافئین، شکلات، شیرینی، غذاهای سرخ کرده یا شور از نشانه های کم شدن سطح دوپامین هست در صورتیکه ولع به نون و ماکارونی نشانه کم شدن سطح سرتونین در بدنه. بعضی شرایط میتونه به کمبود مزمن این دو ماده در بدن منجر بشه. مثلا کمبود خواب، محدود کردن بعضی مواد غذایی در تغذیه روزانه، آلوده کننده های محیطی، و بعضی از داروها میتونند سطح این نوروترانسمیترها رو به طور مزمن در بدن پائین بیارند. یعنی میزان کافی پیام آورنده برای مغز وجود نداره. بدون وجود میزان کافی این پیام آورنده ها احساس گرسنگی شما از فرم طبیعیش خارج میشه که این باعث زیادی خوردن یا ولع ناگهانی یا افکار غیر قابل مقاومت! درباره غذا میشه. پس در واقع "اراده نداشتن" یک کمبود بیوشیمایی نوروترانسمیتر ها در بخش گرسنگی مغزه. سیرمونی نداریم چون مغز به اندازه کافی پیک موجود نداره که فرمان سیر شدن رو صادر کنه.

حالا ربطش به اعصاب چیه؟! خیلی ساده است: همین دوتا نوروترانسمیتر که مسئول رسوندن پیام های بخش گرسنگی مغز هستند بخش احساس مغز رو هم کنترل میکنند. بخش احساس مغز به ما کمک میکنه تا درگیریهای زندگی رو اداره کنیم، استرس رو مدیریت کنیم و بر سایر احساساتمون کنترل داشته باشیم. وقتی که میزان این نوروترانسمیترها در مغز پائین بیاد یا کمبود داشته باشیم ممکنه احساس افسردگی، کسلی و تنبلی، عصبانیت یا نگرانی بکنیم. کمبود این دو ماده میتونه باعث مریضی های جدی روانی بشه. حالا باید دقت کنید که هرچی تحت استرس بیشتری باشیم نیاز به مقدار بیشتری از این نوروترانسمیتورها برای مدیریت سالم استرسمون داریم. بنابراین وقتی تحت فشار زیادی هستید اکثر سرتونین و دوپامین در دسترس مغزتون توسط بخش احساس مغز مصرف میشه و همین موضوع ممکنه باعث بشه که بخش گرسنگی مغزتون با کمبود پیک (سرتونین و دوپامین ) مواجه بشه. این میتونه به عصبی خوری، خوردن از سر بی حوصلگی، و از دست دادن قدرت اراده در مقابل غذا منجر بشه. میدونیم نباید بخوریم اما یک شکلات گنده میذاریم دهنمون و روش هم یه بسته کرانچی شور میزنیم به بدن و یه ساعت بعدش هم یه بشقاب گنده برنج میخوریم....آشناست؟

سطح نوروترانسمیترهای مغز دائما در حال تغییر هستند. این تغییرات میتونند ساعتی، روزانه یا ماهانه باشند. یکی از مثالهای خیلی ملموس این مساله تغییرات خلقی قبل از پریود ماهانه است. همونطور که سیکل هورمونها و سطحشون در بدن تغییر میکنه سطح تعادل نورترانسمیتر ها هم تغییر میکنه که ممکنه باعث زودرنجی، تنبلی، ولع به غذا و نگرانی بشه.

مقدار کافی دوپامین به شما کمک میکنه که انرژی بیشتری داشته باشید و کمتر احساس گرسنگی کنید. از نشانه های کمبود دوپامین در بدن میشه به اینها اشاره کرد:
افسردگی؛ ضعف؛ اشتهای جنسی کمتر؛ احساس گرسنگی زیاد؛ ولع برای شکلات، کافئین، شیرینی، غذاهای چرب و شور؛ آلرژی های مزمن، سر درد و درد ماهیچه؛ و حساس بودن سینه قبل از عادت ماهانه.

مقدار کافی سرتونین به شما کمک میکنه که احساس آرامش و امنیت کنید. از نشانه های کمبود سرتونین در بدن میشه به اینها اشاره کرد:
نگرانی؛ زود رنجی؛ عصبانیت؛ ناآرامی؛ مشکل داشتن برای اینکه بدانید کی سیر شده اید؛ ولع نسبت به نان، برنج و ماکارونی؛ ولع نسبت به الکل و نیکوتین؛ و تغییرات خلق و خو و اشتهای زیاد قبل از عادت ماهانه.

خوب حالا راهش چیه؟ راهش اینه که سعی کنید بدنتون همیشه مقدار کافی از این دو ماده رو در دسترس داشته باشه. خوردن یه سری غذاها و مکمل های غذایی میتونه سطح سرتونین و دوپامین مغز رو بالا ببره. این مواد غذایی به طور عمده از پروتئین های حیوانی میان. آمینو اسید موجود در پروتئین به ساختن دوپامین و سرتونین کمک میکنه. مقدار کمی کربوهیدرات هم برای ساختن سرتونین ضرورت دارند. لبنیات، و گوشت (سفید یا قرمز) مفید هستند. بادام، بادام زمینی، موز، آوکادو، باقالی، کدو و کنجد هم مفید هستند. خرما و ماهی هم جزو غذاهای خوب هستند.

بعضی مکملهای غذایی حامل نورترانسمیتور هستند اما توسط پزشک باید تجویز بشن. قرصهای اعصاب و افسردگی همه شامل این مواد هستند.

بعضی از فعالیتها هم باعث افزایش این نوروترانسمیتر ها در مغز میشند. رقصیدن با موزیکی که طبل و صدای بم زیاد داشته باشه باعث افزایش دوپامین میشه در حالیکه موسیقی های ملایم تر سرتونین رو زیاد میکنند. یک حمام آب گرم مقدار سرتونین رو زیاد میکنه و میتونه راه خوبی برای کنترل اشتها قبل از غذا باشه چون سرتونین بیشتر در مغر باعث میشه که زودتر احساس سیری کنید. تشویق کردن تیم محبوبتون دوپامین رو زیاد میکنه. نوازش کردن حیوانات نرم و پشمالو باعث زیاد شدن سرتونین در مغز میشه. حرکات تکراری دهان مثل جویدن آدامس باعث افزایش سرتونین میشه که در نتیجه به شما احساس امنیت بیشتری میده. دعا یا مدیتیشن هم باعث افزایش سرتونین میشه. ضرب گرفتن با پا، یا رقص با ریتم تند یه آهنگ حتما دوپامین رو بالا میبره.

مخصوصا اگر میخواهید وزنتون رو کنترل کنید میتونید از این فعالیتها هم برای افزایش میزان این نوروترانسمیترها در مغز استفاده کنید.

نکته آخر: زیاد گرسنگی نکشید! شاید از خیلی آدمهای خوش هیکل شنیده باشید که یکی از رموز موفقیتشون اینه که هر دو سه ساعت یکبار یه چیزی میذارن دهنشون. این نکته ای هست که خیلی از مربی ها هم بهش اشاره دارند. اما چرا؟
تحقیقات نشون داده که یه ماده ای به نام Neuropeptide Y پرزورترین تحریک کننده اشتهاست که تا به امروز کشف شده. سطح این ماده از حدود دو سه ساعت بعد از غذا توی مغز شروع به بالا رفتن میکنه. سطحش مرتب بالا میره تا به جایی میرسه که وقتی از یک "حد بحرانی" رد شد دیگه قدرتش در تحریک اشتها به حدی زیاد میشه که واقعا نمیشه در مقابلش ایستادگی کرد. به همین علت هم هست که وقتی مدت زیادی گرسنگی کشیده باشیم واقعا نمیتونیم به سالم بودن غذایی که میخوریم فکر کنیم یا به اندازه بخوریم. این ماده سطحش به شدت بالا رفته و باعث زیادی خوردن میشه.

جمع بندی: خیلی از اتفاقاتی که در بدن میفته علل ساده ای دارند. یکی از این ها عصبی خوردنه که مشکل اکثر قریب به اتفاق آدمهای چاقه و اکثر خانومها هنگام پریود ماهانه تجربه اش میکنند. علت ساده اش کمبود دو ماده مهم در مغز به نام سرتونین و دوپامین هست که مسئول مدیریت بخش گرسنگی مغز هستند. با خوردن غذاهای درست مثل لبنیات، گوشت، ماهی، دانه ها روغنی و میوه هایی مثل موز میتونیم تلاش کنیم که این افت رو در مغز جبران کنیم و سطح این مواد رو به سطح کافی برگردونیم. علاوه بر اون کارهایی مثل رقصیدن، گوش کردن به موسیقی، نوازش حیوانات و یه حمام آب داغ سطح این مواد رو زیاد میکنند. علاوه برای اینها باید بدونیم که ماده ای به نام Neuropeptide Y قدرتمندترین محرک اشتها در بدنه و از دو سه ساعت بعد از غذا شروع به ترشح و زیاد شدن در مغز میکنه...اگر از یه حدی بگذره دیگه نمیشه با عقل غذا خورد....پس ایندفعه که عصبی شدین به جای اون تیکه شکلات یه دونه موز و چندتا بادوم بخورید و پاشین یه موسیقی حماسی گوش بدین...و هیچ وقت به هوای لاغر شدن مدت طولانی بدون غذا نمونید که عاقبتش خیر نیست.

پ.ن. این عصبی غذا خوردن یه بعد رفتاری مهم هم داره که برمیگرده به ارتباط شخص با غذا. همه ماها از دو بعد با غذا ارتباط برقرار میکنیم...یکی جسمی و به عنوان سوخت بدن و یکی هم از نظر احساسی و ارتباط احساسی با غذا داشتن اتفاق عجیبی نیست. مثلا یک غذا با آرایش زیبا ما رو بیشتر از یک بشقاب غذای درهم راضی میکنه. یا نسبت به غذاهایی که باهاشون بزرگ شدیم احساس داریم یا کلا یه چیزهایی رو دوست داریم و یه چیزهایی رو نه. از نظر مواد مغذی ممکنه یکسان باشند اما خوردن چیزهایی که دوست داریم مهمه چون از نظر احساسی هم باید گرسنگی نکشیم. اما انسان عادی باید بتونه ارتباط سالم با غذا برقرار بکنه. یعنی اولا مثل هر ارتباط دیگه اگر دید بهش ضرر میزنه(اینجا بخونید براش بده) از ارتباط بیاد بیرون و دوم اینکه غذا رو جایگزین موارد دیگه مثل محبت، خانواده، دوستی، یا تایید گرفتن نکنه. این بعد عاطفی اگر با غذا ایجاد شده باشه میتونه به شدت به عصبی خوری منجر بشه و باید از نظر روانی فرد این الگو رو بشکنه و با الگوی سالم جایگزین کنه. من توی این پست به این مساله نپرداخته ام(اگرچه که زیر بنای همین بعد عاطفی هم احتمالا باز برمیگرده به زیاد کردن این نروترنسمیتور ها). خواستم که روشن باشه. توی شماره اول پی نوشت یکسری نکات کاربردی که خودم اجرا میکنم رو نوشته ام که برای کسی که میخواد این رفتار رو بشکنه میتونه کمک باشه.


مرتبط از همین وبلاگ:
1. عصبی میشم میخورم (راهکارهای عملی روزانه)
2. ارتباط خواب و کاهش وزن
3. این هم عکساشون که دیانا گذاشته و به تجسم مطلب کمک میکنه.

Ref: The insulin resistance diet by Cheryle Hart and Mary Kay Grossman
+ نوشته شده در  Mon 24 Dec 2007ساعت 21:31  توسط انار  | 

بشتابید که یه وب سایت شدیدا مشتی پیدا کردم. برای ثبت و ربط کالری و فعالیت روزانه. از مزایای وب سایت:
۱. واحدهای اندازه گیری رو میتونید متریک بذارید یا انگلیسی.
۲. توی بخش کالری شمردنش غذا رو وارد میکنید و بعد خودش نه تنها حساب میکنه که چند کالری خوردید بلکه حساب و کتاب اینکه چند گرم پروتئین و چند گرم چربی هم خوردید نگه میداره. مخصوصا این پروتئینش چشم منو گرفت چون اگر یادتون باشه بین ۰.۵ تا ۰.۷ گرم برای هر پوند وزن باید پروتئین خورد.
۳. حساب و کتاب ورزشتون رو هم نگه میداره. قد و سنتون رو که وارد کرده اید. وقتی میگید چه ورزشی و به چه مدتی انجام دادید خودش تقریبی حساب میکنه چند کالری سوزوندید. البته خوب همش تقریبه اما مثلا اگر هر روز یه پیاده روی مسیر مشخصی رو دارید یا زمان مشخصی میتونید وارد کنید و ببینید چقدر دارید میسوزونید.
۴. یه صفحه تقویم کلی داره که توش کل ماه رو روی یه صفحه نشون میده و بعد توی هر روز معلومه چقدر ورزش کردید و چه جوری خوردید.
۵. یه بخش report داره که میتونید نمودار و اینای ورزش(مثل اینکه این ماه روزی چند مایل دویدید)٬ وزن و کالری و اینا رو ببینید.
۶. مجانیه! فقط باید یه اکانت باز کنید.

ایرادش؟ خوب طبق معمول دیتا بیس غذاش خیلی هاش دیتا بیس غذاهای امریکاییه. اما عدس و ماست و برنج و سبزی و روغن و  اینا که همه جا یکیه. هرچی خوردید اگر اندازه بگیرید و بزنید میتونید حساب و کتاب کنید.

من یه حساب برای خودم باز کردم.

پ.ن. بابا این وبسایته خیلی تکنولوژیش بالاست. پروفایلم رو میتونم پابلیک کنم لینکش رو بذارم اینجا. جالب نیست؟ اینجوری قشنگ معلومه هر روز چیا خوردم و چکارها کردم. راستی کامنتم رو هم اگر نخوندید برای استفاده از سیستم واحد متریک کافیه وقتی اکانت باز کردید توی Home برید توی Preferences و اونجا بزنید که واحد وزن و طول توی پروفایلتون کیلوگرم و متر باشه.

+ نوشته شده در  Sat 20 Oct 2007ساعت 13:41  توسط انار  | 

یه کشف جدیدی کرده ام و اونم اینه که برنج قهوه ای باسماتی داریم. یعنی عین همون برنج سفید ایرانیه و فقط قهوه ای. خیلی خوشحال شدم چون قبلا از این مدلهای چسبونکی چینیها داشتم که اصلا مثل برنج ایرانی دون نمیشه. اینو دارم میگم که اینوریها برن دنبالش. ایران هم شاید باشه. مزه اش هم هیچ فرقی با برنج خودمون نمیکنه. فقط یخورده بیشتر باید بخیسونیمش و بجوشونیمش تا نرم بشه. اگه غذایی مثل لوبیا پلو یا عدس پلو باشه که اصلا رنگش هم معلوم نمیشه.

یه کلک مرغابی هم واسه سیب زمینی سرخ کرده یادتون بدم: همون اولش که میریزین توی ماهی تابه و نمک و فلفل اضافه میکنید یه کمی هم زرد چوبه اضافه کنید و یه هم بزنید. یه رنگ طلایی قشنگی بهش میده و در نتیجه شما لازم ندارید برای طلایی کردنش کلی سرخش کنید و روغن به خوردش بدین.

بالاخره پس من شیت ورزش رو درست کنم؟ ماه رمضون به تاریخ میلادی از کی تا کی هست؟ به تاریخ هجری شمسی چی؟ کلی داستان باید براتون بگم از متخصص تغذیه و مربی ورزش اما الان باید برم از اتوبوس جا نمونم. سعی میکنم زود برگردم. غذاهام رو هم باید بنویسم.

پ.ن. شیت ورزش رو درست کردم. توی همون آدرس لوگ گروهی الان اگه برین بغلش یه جا نوشته "ورزش ماه رمضان". دقت کنید که هر تغییری که توی این شیت ها میدید اگر دوباره نرین توی پابلیش و منتشرش نکنید برای عموم قابل رویت نیست. دقت کنید که در پابلیش گزینه پابلیش کردن همه شیتها رو انتخاب کنید که هم لوگ گروه به روز باشه و هم لوگ ورزش. من یه عالمه جواب ایمیل بدهکاری دارم. دوشنبه جواب میدم.

+ نوشته شده در  Fri 14 Sep 2007ساعت 13:30  توسط انار  | 

یه سئوالی که از من قبلا هم پرسیده شده و الان هم پیش اومده اینه که از هرگروه غذایی چقدر باید خورد؟ با اینکه به نظر من نمیشه دائم راه رفت و درصد حساب کرد که مثلا امروز چند درصد غذام از پروتئین بوده و چند درصد کربوهیدرات اما علم به اصول کلی ماجرا مهمه. من جواب سئوال رو از هرم غذایی تغذیه سالم میدم که توسط دانشکده public health دانشگاه هاروارد تهیه شده و تاجایی که من میدونم معتبره. خوب به عکس زیر اگه نگاه کنید بیشتر ماجرا رو خودتون دستتون میاد:

اما خلاصه ای از توضیحات که من از وب سایت خودشون دارم ترجمه میکنم.

همونطور که میبینید فونداسیون هرم برپایه فعالیت روزانه و کنترل وزنه. این دوتا کاملا به هم ربط دارند و برای همین با عرض شرمندگی با رژیم خالی نمیشه به کاهش وزن پایدار رسید و برسید هم بدنتون اون سلامت لازم رو نخواهد داشت. اما بقیه اش:

۱. کربوهیدراتها از منابع سبوس دار: اینو نوشته با اکثر وعده ها بخورید. خبر خوبی نیست؟ به نظر من هم واقعیت زندگیه واسه اینکه کربوهیدارت منبع اصلی انرژی برای بدنه. اما دقت کنید که اینا سبوس دارند و اون انواع نون و برنج و پاستای سفید اون نوک نوک هرم گذاشته شده. علت اینکه به سبوس دار بودن تاکید میشه اینه که سبوس و فیبر باعث میشه بدن نمیتونه این کربوهیدرات سبوس دار رو به سرعت انواع سفیدش بشکنه و هضم کنه و برای همین قند خون به اون اندازه بالا نمیره و در نتیجه سطح شکر و انسولین خون پائین میمونه. (فایده اش اینه که دیرتر گرسنه میشید و انرژی در مدت بیشتری به بدنتون میرسه و هدر نمیره..شما بخونید به چربی تبدیل نمیشه)

۲. روغن گیاهی: اینجا باید دقت کنید که چربی که توی دانه های روغنی و موادی مثل ماهی هست چربی اشباع نشده است که برای سلامت خوبه و کلسترول رو پائین میاره. چربی بستنی و غذاهای سرخ کرده و چیپس و اینا جزو این دسته نیستند. شما چربی لازم دارید اما روغن حسابی و به درد بخور.

۳. میوه و سبزی: یک وعده میوه معمولا یه پیمانه (نصف لیوانه) و یک وعده سبزی معمولا دو پیمانه. یه موز یا یک سیب یا یک پیمانه توت فرنگی همه یک وعده میوه هستند.

۴. مرغ و ماهی و تخم مرغ: ماهی و مرغ هردو منابع خیلی خوبی برای پروتئین هستند (یه واحد مرغ یا ماهی تقریبا به اندازه موس کامپیوتر یا یک دست ورق بازی یا تقریبا به اندازه یک کف دسته) و چربی اشباعشون هم کمه. تخم مرغ هم ظاهرا به اون بدی ها  نیست و به خیلی صبحانه هایی که پراز نون سفید و شیرینیه ارجحیت داره.(سفیده تخم مرغ رو اگه خالی بخورید که اصلا مشکلی نداره...پروتئین رو داره بدون مشکل کلسترول-انار)

۵. دانه ها و حبوبات: منبع بسیار خوبی برای فیبر (لوبیا و عدس و نخود واقعا یکعالمه فیبر دارند-خیلی بیشتر از کاهو و سالاد-انار) پروتئین٬ مواد معدنی و ویتامین هستند. (و جبوبات چربیشون هم خیلی خیلی کمه). دانه هایی مثل بادوم٬ بادام زمینی٬ گردو و فندق پراز چربی های سالم هستند.

۶. لبنیات: سعی کنید بدون چربیش رو بخورید چون نوع معمولیش پراز چربی اشباع شده است. اما اگر نوع کم چرب یا بدون چربیش رو بخورید منبع خیلی خوبی برای کلیسم روزانه و ویتامین دی است.

۷. گوشت قرمز و کره : باید به ندرت استفاده بکنید چون پر از چربی اشباع شده هستند. سعی کنید به جای گوشت قرمز چند بار در هفته مرغ و ماهی بخورید و به جای کره از روغن زیتون استفاده کنید.

۸. نون سفید٬ پاستای سفید٬ سیب زمینی٬ شیرینی و شکلات٬ نوشابه: به ندرت استفاده کنید. چرا؟ واسه اینکه همه اینا مقدار قند خون رو خیلی سریع بالا میبرند بعد مقدار زیادی انسولین ترشح میشه که کار اصلیش تبدیل اینا به انرژی یا چربیه...احتمالش هست که شما خیلی انرژی لازم ندارید و درنتیجه اکثرش به چربی تبدیل میشه(معمولا توی یه بازه دو ساعته!) و بعد انسولین که کارش رو انجام داد یعنی این قند از خون خارج شده و چون مقدار انسولین زیاد بوده یهو قند خون پائین میفته و شما دوباره دلتون یه چیز شیرین میخواد...و بعدش بدنتون توی یه دور باطلی میفته که مثل کارخونه چربی سازی عمل میکنه. در صورتیکه انواع کربوهیدارت سبوس دار به مرور قند توی خون آزاد میکنند و در نتیجه مقدار کمی انسولین لازمه و اون مقدار کم اکثرش انرژی میشه و میسوزه به جای اینه چربی بشه.

۹. مولتی ویتامین: مولتی ویتامین جبران بدخوری یا ناسالم خوری رو نمیکنه اما روزی یه مولتی ویتامین باعث میشه که اگر جایی به اندازه کافی مواد به بدنتون نرسیده جبران بشه.

۱۰. الکل: ظاهرا تحقیقات نشون داده که الکل به مقدار متعادل خطر حمله قلبی رو کم میکنه. برای مردها یک تا دو وعده و برای زنها حداکثر یک گیلاس. اما در کل ضرر نوشیدنی های الکلی حتی به تعادل از نفعش خیلی بیشتر و توصیه نمیشه.

من اینو نوشتم که یک دید کلی نسبت به تغذیه تون داشته باشید. لازم نیست عین این عمل کنید اما اگر میبینید هر روز توی رژیم غذاییتون دارید گوشت قرمز و برنج سفید میخورید خوب یه مقدار باید تجدید نظر کنید.

پ.ن. راستی یه عده شنبه صبح(فردا) به وقت محلی داریم میریم ورزش ها! بحثش توی کامنت دونی پست پیش شروع شد اما من گفتم اینجا بگم شاید کسی کامنت ها رو نخونه. من خودم قول دادم فردا پنج و نیم پاشم برم ۱۰ مایلم رو بدوم. شماها میایین؟

+ نوشته شده در  Fri 3 Aug 2007ساعت 15:50  توسط انار  |