تبليغاتX
داستان ورزشکار شدن یک انار(1)

داستان ورزشکار شدن یک انار(1)

والاترین افکار به اندازه دو زار تلاش فایده ندارند. یه ذره بهتر از هیچیه.

همین الان یه چیزی فرو دادم که واقعا حالم داره به هم میخوره از مزه اش. واقعا آشغال بود. بدترین سالاد تن ماهیی بود که یاد میاد خورده باشم. حیف کالری به خدا که آدم پای این آشغال خوری صرف کنه. چرا بعضی وقتا اینجوری میکنیم؟ جای اینکه مثل آدم بگیم دو پر کالباس مرغ بذاره لای ساندویچ این آشغال رو میخریم که من مطمئنم حداقل ۱۰ امتیاز هم داشت. اه حالم بده. واقعا حالم بده. یکی نیست بگه آخه پول نداری و تحقیقت هم مونده و به مردم هم هزار تا قول دادی که عقبه حالا ساندویچ تن ماهی پرکالری بخوری مشکلاتت همه حل میشه؟ پولدار میشی؟ کار پیدا میکنی؟ دکترات رو بهت میدن؟ اوف اگر بدونید چقدر بد مزه بود.

بقیه غذاها: دونه سویای پخته+ماست میوه ای+ گردو+ پنیر+ بیسکوییت کره ای(تموم شد) و چایی شیرین.

ورزش: نکردم

ارزیابی: امروز ارزیابی تعطیله. آدم اصلا دائم خودش رو ارزیابی کنه خل میشه. منم حیفم که خل بشم:)

+ نوشته شده در  Mon 10 Sep 2007ساعت 14:58  توسط انار  | 

اناری که بنده باشم دارم آبلمبو میشم وسط کار. امروز مهمون داشت این هم خونه ام و من عین از آدم به دورها فقط رفتم غذا خوردم و برگشتم. امتیازهای امروز رو حساب نکردم و حدسی مینویسم که قاعدتا نباید خیلی بیراه بگم.

صبحانه(ساعت ده): باز هم به مدد همخونه عزیز دوتا فرنچ تست با نون سبوس دار(۶)+ یک پیمانه توت فرنگی (۰۵)

ناهار(ساعت ۳): پیتزا روی نون بیگل: اینو شما میتونید روی هر نونی درست کنید و خیلی خوشمزه میشه: یک بیگل رو از وسط نصف کنید(یا هرنونی) بعد روش رو کمی روغن زیتون و سیر تازه خورد شده بمالید. بعد تاپینگ سبزیجات بهش اضافه کنید. من برگ اسفناج تازه+ فلفل دلمه ای قرمز خورد شده+ کمی پیاز خورد شده گذاشتم. بعد روش رو کمی پنیر فتا(از همین پنیر معمول خودمون) رنده کنید و روش یه کمی پنیر پیتزای بدون چربی بریزید(واجب هم نیست. اصلش همون پنیر فتاست)...توی فر ۵ دقیقه بذارید آماده خوردنه. کلکش اینه که ترکیب سیر و پنیر فتا و سبزیجات خیلی خوشمزه میشه. من مزه اش رو تضمین میکنم. حالا امتیازهاش:

بیگل مولتی گرین(۳)+ روغن زیتون(۲)+یک چهارم پیمانه پنیر فتا(۳)+ سبزیجات(۰)+ یک چهارم پیمانه پنیر پیتزای بدون چربی(۱)=۹ خیلی دلم میخواست دوربین داشتم عکسش رو براتون میذاشتم چون خیلی خوشگل شده بود.

میان وعده(ساعت ۵): چایی(۰)+ دوتا خرما(۱)
شام(ساعت ۹): سینه مرغ کبابی صد گرم(۳)+ سالاد سیب زمینی یه خروار + یک تیکه دو در سه چیز کیک + سبزیجات کبابی. اون چیزکیک و سالاد سیب زمینی رو اصلا نمیدونم چند امتیاز حساب کنم. مطمئنم یه عالمه بود. مشکل این بود که مهمون داشتیم و من تا به شام رسیدیم از گرسنگی داشتم خفه میشدم و فکر میکنم علی رغم تلاشم قانون بیست دقیقه رو خوب رعایت نکردم. البته الان اصلا احساس ترکیدن ندارم ها...نه سیرم و نه گرسنه.

ورزش: نکردم. امروز سیل از آسمون میامد همش جای بارون و منم اصولا کارم عقبه. حالا نیاین بگین جای کار چرا وبلاگ اصلیت رو رفتی آپدیت کردی ها! با معصوم که طرف نیستید!:)

ارزیابی: معمولی. ورزش که نکردم. سر شام هم زیاد خوردم. دفعه دیگه یادم باشه قبل از مهمونی ته بندی کنم.

پ.ن.شب تاب جون لینک پست دویدن اینجاست: برنامه برای شروع دویدن. جیرجیرک چشم سعی میکنم فردا هفته پنجم رو اصلاح کنم.

درد دل: من همش میترسم این هفته هم برم روی ترازو و زیاد شده باشم.

+ نوشته شده در  Mon 10 Sep 2007ساعت 0:39  توسط انار  | 

شنبه ۸ سپتامبر ۲۰۰۷

صبحانه(ساعت نه و نیم) :وافل صبحانه خانگی ۳عدد(۷.۵)+ یک سوم موز(۰.۵)+ یک پیمانه توت فرنگی (۰)

بیدار شدم دیدم هم خونه ام میکسش رو درست کرده و واسه خودش حاضر کرده و بقیه رو هم گذاشته من که بیدار شدم درست کنم. جای شما خالی این محبتش از خود وافل ها بیشتر چسبید!

ناهار(ساعت ۳:۳۰): دو پیمانه گل کلم سرخ شده(دستورش رو میذارم) (۲)+ یک پیمانه لوبیا سبز و گوجه(۱) + نصف سیب زمینی متوسط  پخته.(۱)

امروز به طرز عجیبی گرسنه ام نیست. ناهار رو هم خوردم بیشتر واسه اینکه دیگه دیر شده بود و قاعدتا باید گرسنه میبودم! گفتم طبق نصیحت شما مرتب بخورم اما کم بخورم. حالا واسه شام هم غذا دارم.

میان وعده(ساعت ۶.۵): والا میان وعده که چه عرض کنم بیشتر هله هوله خوری بود.
بقیه موزه(۱.۵)+ نصف نون بیگل که جلوم بود(۱.۵) بقیه اش رو ریختم دور که نخورم! + پنج تا دونه برزیلی (۳). این دونه بریزیلی ها جزو کشفیات جدید منه...شکل بادومه اما دو برابر. مزه اش هم بین فندق و بادومه.

الان هم با عرض شرمندگی ۵ تا بیسکوییت کره ای جلومه که بزنم تو چایی بخورم جای شام! حداقل چاییم شیرین نیست. اینم میشه سه تا دیگه.  

+ نوشته شده در  Sat 8 Sep 2007ساعت 14:14  توسط انار  | 

این امتیازها که من مینویسم مبناشون برنامه ویت واچرز هست. اینجا سیستمش رو شرح داده اگر حوصله کنید بخونید اما به انگلیسیه. کلش اینه که امتیاز هر غذا بر اساس یه فرمولی که خودشون دارند حساب میشه بر اساس سه فاکتور: کالری٬ چربی٬ و فیبر. هرچی کالری غذا یا چربیش بیشتر باشه امتیازش میره بالا و هرچی فیبر بیشتر باشه امتیاز رو میاره پائین و چون آدم میخواد بیشترین حجم رو برای امتیازهاش بخوره ناخودآگاه رو میاره به غذاهای کم کالری و کم چرب و پرفیبر که سالمتر هستند.

من سعی میکنم اگه غذاهایی میخورم که توی ایران رایج نیست عکسش رو توی اینترنت پیدا کنم و لینک بدم اما قول نمیتونم بدم:)

صبحانه: چایی بدون شکر(۰) + پنج تا بیسکویت کره ای(۳)
میان وعده(ساعت ۱۰): کافه لته با شیر بدون چربی(۲) + نون بیگل کشمشی(۳)
ناهار(ساعت ۱): ۷ تکه سوشی کالیفرنیا رول(۵)+ یک پیمانه سوپ میسو (۲)
میان وعده(ساعت ۴): چایی با دوتا خرما(۱) (خیلی مفتخرم که به جای اینکه به بقیه سوشی ها ناخونک بزنم با دوتا خرما سر و تهش رو هم آوردم!)
شام(ساعت ۵.۵): ۵ تا تیکه سوشی (۴)
شام دوم(ساعت ۹): املت با سه تا سفیده تخم مرغ(۱)+ یک چهام پیمانه پنیر پیتزای بدون چربی(۱)+ سبزیجات خورد شده(۰)

مجموع:۲۲
مجموع مجاز: ۱۹
ورزش: دویدن چهار مایل در پنجاه و پنج دقیقه. امروز اتفاقا خیلی جالب بود چون اصلا کار درست و حسابی نکرده بودم و داشتم میگفتم امشب میرم کار میکنم و فردا میرم ورزش...بعد که سر راه خونه داشتم از جلوی باشگاه رد میشدم راه رو کج کردم و یه جورایی دست خودم رو کشیدم و بردم ورزش که "قول میدم بعدش حالت بهتر میشه...تو که باید بیشتر از اینا بتونی بری٬ تو یه دونده هستی٬ عاشق دویدنی٬ حالا هرچقدر دلت خواست بدو...تازه اگه بری بدویی میتونی یخورده دیگه دوباره غذا بخوری.." خلاصه سر خودم رو گول مالیدم و وقتی هم رفتم ۴ مایلم رو دویدم و حالم خیلی خیلی بهتره. وسط دویدن هم یه دختره اومد جلوی من که وااااقعا هیکلش میزون بود. هی به اون نگاه کردم و هی انگیزه گرفتم و دویدم!:)

ارزیابی: راضیم. امروز اصلا گرسنگی نکشیدم و از چند روز قبل هم کمتر خوردم. نمیدونم فرقش کجاست. ورزش هم کردم علی رغم اینکه تنبلیم میامد. اینکه دوباره کم کم دارم به روتین دویدنم برمیگردم خیلی حالم رو بهتر میکنه.

+ نوشته شده در  Fri 7 Sep 2007ساعت 11:42  توسط انار  | 

پنجشنبه ششم سپتامبر ۲۰۰۷

صبحانه(ساعت ۸): شیر بدون چربی و کورن فلکس(۴)
میان وعده(ساعت ۱۰): دو عدد خرما(۱)+قهوه(۰)
ناهار(ساعت ۱۱.۵): ساندویچ نون بیگل مولتی گرین(۳)+ دو قاشق غذا خوری پنیر خامه ای زده شده(whipped cream cheese)(۲)+ گوجه فرنگی و پیاز قرمز(۰)+ دو اونس ماهی سالامون دودی(۲) بعلاوه یه برش از اون پیتزا دیشبیه(۲){قشنگ سیر شدم بعدش}

میان وعده(ساعت ۲.۵): دو پیمانه انگور(۲)
شام(ساعت ۵): ساندویچ نون مولتی گرین دو تیکه(۳.۵)+ دو اونس پنیر فتا(۲)+ sundried Tomato+ جوانه(۰)+ سه تیکه کالباس سینه بوقلمون(۲)

مجموع: ۲۴.۵
مجموع مجاز: ۱۹
ورزش(ساعت ۸:۴۵): ۱.۵ مایل پیاده روی روی شیب ۵ در سی دقیقه معادل یک امتیاز. امروز خیلی خوابم میامد و به نظر خودم بازم خیلی خوبه که تا باشگاه رفتم و لباس عوض کردم و بالاخره یه کاری کردم. همینم نمیکردم الان بدتر هم بودم.

ارزیابی: نمیدونم. نگران تحقیقم هستم و استرسم روی بقیه چیزها هم اثر میذاره. دیشب سعی کردم ۸ ساعت رو بخوابم اما امروز وحشتناک خسته بودم و مغزم نیمه تعطیل بود. فکر کنم به خاطر ترسه که خوابم میگیره اینجوری. گرسنه نبودم توی روز. یعنی بعد از ناهار و شام نه سیر بودم نه گرسنه.

پ.ن. بعد از اینکه اومدم خونه پنج تا از این بیسکوییت ها (whole wheat البته) خوردم که میشه سه امتیاز دیگه. پشیمون هم نیستم.

+ نوشته شده در  Thu 6 Sep 2007ساعت 18:41  توسط انار  | 

چهارشنبه پنجم سپتامبر ۲۰۰۷

صبحانه(ساعت ۸): کورن فلکس با شیر بدون چربی(۴)
میان وعده(ساعت ۱۰):قهوه(۰)
ناهار(ساعت ۱۱ و نیم): ساندویچ: نان سبوس دار دو تکه(۲.۵)+ هاموس دو قاشق غذاخوری(۱)+ وجی برگر(۲)+ قارچ(۰) =۵.۵
میان وعده(ساعت ۲ تا ۳): دو پیمانه توت فرنگی(۱)
میان وعده(ساعت ۷): سه عدد خرما(۱.۵)+ یک چهارم پیمانه مخلوط بادوم و فندق و ...(۵)
شام(ساعت ۸.۵): سه تکه پیتزای خانگی سبزیجات(۸.۵)
مجموع: ۲۵.۵ امتیاز
مجموع مجاز: ۱۹ امتیاز
ورزش(ساعت ۵ و نیم عصر): ۴ مایل دویدن در ۵۱ دقیقه برابر با ۵.۵ امتیاز غذایی
مقدار خواب دیشب: هفت ساعت

ارزیابی: راضیم. خیلی تلاش کردم زیاد نخورم. همه روز گرسنه بودم و دم شام واقعا هلاک داشتم میشدم از گرسنگی. از سر میز شام هم گرسنه رفتم کنار و بعد از بیست دقیقه سیر بودم. دویدن رو دوباره شروع کردم که خیلی خوب بود.

امروز رفتم پیش مربی و وقتی بهش گفتم که سه ماهه با این مقدار فعالیت وزنم تکون نخورده اونم گفت احتمالا کم میخوری. حالا قرار شده سه شنبه دیگه همه این ریز ریز ها رو ببرم پیش متخصص تغذیه ببینم چی میگه. اما آی کیف میده اینا میگن احتمالا باید بیشتر بخوری...آی کیف میده...آخر هفته بشینم حساب و کتاب کنم اینایی که میخورم چند کالری میشه. نظر شماها چیه؟

پ.ن. ترتیب, تنوع, تعادل: راز تغذیه سالم (دیانا)

پ.ن.۲. سه شنبه چهارم سپتامبر ۲۰۰۷:

صبحانه: دوتا پنکیک صبحانه سبوس دار خانگی(4 امتیاز)
ناهار: برگر وجی(2)+ دو قاشق غذا خوری هاموس(1)+ قارچ(0)+ یک تیکه نون سبوس دار(1)
میان وعده(ساعت 2): یک پیمانه انگور(1)+ دوتیکه نون واسابی(1)(مثل غذای اسب میمونه از بس رژیمیه!)
میان وعده ساعت پنج: یک بیگل سبوس دار(3)+ کافه لته با شیر بدون چربی(2)

شام(ساعت 8): یک پیمانه غذا شامل کمی برنج سفید+ لوبیا چیتی+ سبزیجات خورد شده (3)(تقریبا کمنر از یک چهارم پیمانه برنج داشت که میشه یک امتیاز و دوتا هم واسه لوبیاها)

بعد از شام: یک تکه دو در دو سانتی کیک خونگی با آرد سبوس دار (3 تا حساب میکنم)

مجموع: 22
مجموع مجاز: 19
وضعیت: الان که ساعت 10 و نیمه دارم گرسنگی میمیرم و همه روز هم گرسنه بودم.

ورزش: سه شنبه ها میرم وزن کشی وقت ورزش ندارم.

+ نوشته شده در  Wed 5 Sep 2007ساعت 22:47  توسط انار  |