تبليغاتX
داستان ورزشکار شدن یک انار(1)

داستان ورزشکار شدن یک انار(1)

والاترین افکار به اندازه دو زار تلاش فایده ندارند. یه ذره بهتر از هیچیه.

رکورد شکوندم! تونستم ۶۷ گرم پروتئین بخورم و فقط ۱۹.۵ امتیاز هم بخورم. فکر کنم یکی دو روز دیگه اینجوری حساب و کتاب نگه دارم کم کم دستم میاد چه جوری پروتئین کافی بخورم بدون اینکه کالری زیادی بشه. تازه حتی گوشت قرمز هم نخوردم.

 اینا رو خوردم: پنکیک سبوس دار که توی تهیه اش آرد سبوس دار هست و نیم پیمانه شیر و یه تخم مرغ (صبحانه)٬ پنیر فتا(عین پنیر خودمونه)٬ دوتا سفیده تخم مرغ( با قارچ و پنیر و اسفناج نیمروش کردم)٬ تن ماهی بدون روغن٬ نان سبوس دار (ناهار)٬کدو (کدوی اسپاگتی(کشف جدیده))٬سویا(Edamame)٬ توفو(Tofu) که باز هم یه چیزیه که از سویا تهیه میشه٬(شام)٬ یه لیوان شیر(بدون چربی)٬ و دوتا پرتغال هم برای میان وعده.

ورزش: امروز روز استراحت بود اما برنامه دویدنم رو مرتب کردم که از فردا که هفته شروع میشه (بله میدونم احمقانه است اما اینجا هفته از یکشنبه که روز تعطیله شروع میشه) برنامه ام مرتب باشه.

هیچی درس نخوندم. فردا حتما میخونم که به خاطر اون بداخلاق نشم. چقدر دلم تنگ شده بود واسه درست خوردن و ورزش ها! اصلا الان که برنامه ام رو ریخته ام و یه روز هم درست و خوب غذا خوردم کلی روحیه پیدا کردم:) اون حسی که " من میتونم!" خیلی چیز خوبیه. دلم تنگ شده بود. موقعی که اینجوری غذام و زندگیم مرتبه احساس میکنم بقیه ابعاد رو هم میتونم بترکونم.  من برم بخوابم که فردا به موقع بیدار بشم به همه کارم برسم.

پ.ن. تازه امروز لباس هم شستم و خونه رو هم جارو برقی کشیدم!

+ نوشته شده در  Sat 22 Sep 2007ساعت 22:30  توسط انار  | 

گفته بودم که ماراتن شیکاگو رو نمیدوم دیگه؟ تصمیم گرفتم فعلا لازم نیست ماراتن بدوم. به یه جایی رسیده بود که کاری که انقدر دوستش دارم شده بود بلای جونم. یادم رفته بود که روز اول خودم تصمیم گرفتم مسابقه شرکت کنم و بدهکاری به کسی ندارم. خیلی انرژی جسمی و ذهنی میطلبه بالای ۲۰ کیلومتر دویدن و من الان وقتش رو ندارم. یعنی ترجیح میدم برحسب اولویت هام اونرژیم روی تحقیقم بذارم. خیلی روی خودم کارکرده ام که قبول کنم انرژیم محدوده و در آن واحد به صد تا کار نمیرسم ها! اونهایی که مرض کمالگرایی دارند میدونند من چی میگم!

حالا اگر دوست داشتم ۱۸ نوامبر نیمه ماراتن فیلادلفیا رو میدوم. دوست هم نداشتم میرم دوستام رو که دارند میدوند تشویق میکنم. بدهکاری که به کسی ندارم. عوضش چند تا کار خوب شروع کردم. گفته بودم میخوام برم پیش مربی دیگه؟ بهم یه برنامه ۵ هفته ای داده که زده ام اون گوشه "برنامه کار با وزنه". واسه اینکه چربی بدنم کم بشه و قوی تر بشم. بعد هم رفتم پیش متخصص تغذیه گفت غذا به اندازه کافی نمیخوری و پروتئین هم کم میخوری. گفت برای اینکه بتونی ورزش کنی منظم بابت هر پوند وزن بدنت بین ۰.۵ تا ۰.۷ گرم پروتئین بخوری. میشه واسه وزن من یه چیزی تو مایه های حداقل ۶۰ گرم پروتئین. من دیدم خوب خوب روزی ۳۰ گرم هم نمیخورم. گذاشته ام پشت گوشت بدون چربی و مرغ و ماهی خوردن. به خودم هم تعهد دادم گرسنگی نکشم حتی اگه معنیش روزی سی امتیاز خوردن باشه. دلم میخواد عوضش انرژی برای ورزش داشته باشم. ترجیح میدم همین هیکل باشم و سفت و میزون و کم چربی تر تا اینکه لاغرتر اما بی جون و بیحال و نتونم اونجور با انرژی ورزش کنم. تازه از وقتی هم شروع کردم خوردن ترازوم کمی خوش اخلاق تر شده. راست یا دروغ امروز وزنم رو ۱۲۷ نشون میداد. البته اصلش رو وزن کشی سه شنبه ها حساب میکنم که هفته دیگه میخوام برم. مرتب هم دارم پیش متخصص تغذیه میرم. غذاهام رو هم یادداشت میکنم نشونش بدم. امروز هم حسابی رفتم روی برنامه ورزش کردم و وزنه هم زدم که دستم بیاد. البته این هفته آزمایشی بود که از هفته دیگه رسمی شروع کنم.

امروز فهمیدم علت این بداخلاقی این چند روزه ام هم ورزش نکردنم بوده. بعد از پیچ خوردن مچ پام توی اوج تمرینها یهو همه چیز تق و لق شده بود. امروز یخورده با خودم خلوت کردم دیدم دلم برای اون احساس خوبی که نسبت به خودم بعد از ورزش داشتم٬ اون احساس قدرتی که وقتی راجع به دویدنم حرف میزنم دارم٬ اون احساس خوب دیسیپلین داشتن و احساس اینکه سرم رو بعد از ورزش بالا بگیرم تنگ شده بود. بعد از ورزش بهتر بودم. الان دوباره کمی بداخلاقم. اما فردا میرم ورزش و یه هفته که منظم برم خوب میشم. فقط باید به خودم نشون بدم که اونهمه زحمتی که این یکساله کشیده ام عوض نشده و من واقعا دیگه اون آدم سابق نیستم. یه انار ورزشکارم.

+ نوشته شده در  Fri 21 Sep 2007ساعت 21:31  توسط انار  | 

خوب اینم میتینگ ۳۶ شروع شد. تشریف بیارین. خوش اومدین. من هنوز نمیدونم فردا میروم وزن کشی یا نه. هفته ام هم معمولی بود. شماها چه جوری بودین؟

تکمیل ۱. مقایسه برنج قهوه ای و برنج سفید.
یه سئوالی از من چند باری شد که فکر کردم اینجا جواب بدم بهتره. این برنج قهوه ای که من انقدر روش تاکید میکنم اصولا چیه؟ همون برنج سفیده قبل از اینکه اون لایه روییش رو که همون سبوس برنجه بردارند. فایده اش چیه؟ فایده اش اینه که قسمت اعظم مواد مغذی و ویتامین ها و خاصیت برنج توی همین لایه بیرونیشه که برداشته میشه. علاوه بر اون برنج مقدار زیادی فیبر از دست میده. یه پیمانه برنج قهوه ای بیشتر از ۳ گرم فیبر داره درصورتیکه برنج سفید کمتر از یک گرم فیبر داره. من در مورد فایده فیبر قبلا اینجا نوشته ام. واسه اونایی که اون وبلاگ براشون فیلتره خلاصه اش اینه که فیبر خطر سرطان روده رو کم میکنه٬ خطر کلسترول رو کاهش میده٬ باعث میشه قند خون یهو بالا نره(شاخص GI خیلی پائین تری داره)٬ آدم رو مدت بیشتری سیر نگه میداره٬ و به روایاتی باعث میشه کالری کمتری از غذا جذب بدن بشه.

یه فرق مهم دیگه ویتامین E هست که در برنج اکثرش توی پوسته است. یعنی به طور خلاصه فرق برنج قهوه ای و برنج سفید اینه که توی برنج سفید خیلی از خاصیت برنج رو کم کرده ایم  و نشاسته اش رو گذاشته ایم مونده.  از نظر کالری هردوتا تقریبا یکی هستند. یه مقداری(حدود ده کالری) برنج قهوه ای بیشتر کالری داره که بیشتر به خاطر چربی اندکیه که بیشتر هست. اما چربیش از نوع چربی دانه های روغنی و ماهی و ایناست که برای بدن لازمه. برای همین ممکنه از نظر کالری خیلی فرقی نکنه اما قطعا انتخاب سالمتریه و در دراز مدت توی ریزش مو٬ چربی خون و کاهش وزن سالم کمکتون میکنه.

منبع: +٬ +

تکمیل ۲. استفاده از ضربان قلب برای تعیین شدت ورزش
اینو اگر جائیش رو دارم اشتباه میگم لطفا حتما اصلاح کنید.

یکی از نکات جالب در ورزش اینه که شدت ضربان قلب در هنگام ورزش تعیین میکنه که اکثر انرژی ورزشمون داره از چربی میاد یا از قند(کربو هیدرات). به صورت خیلی کلی اگر بخواهیم حرف بزنیم ورزشی که ضربان قلب رو خیلی بالا نمیبره درصد بیشتری چربی میسوزونه و ورزشی که ضربان قلب رو بیشتر بالا میبره بیشتر کربوهیدرات آماده در بدن رو میسوزونه. حالا ممکنه سئوال کنید با یه همچین خبر خوبی مگر مردم دیوانه اند که میرن ورزشهای سنگین میکنند که لاغر بشند؟ خوب یواش تر ورزش کنند و تازه چربی هم بیشتر بسوزونند دیگه اونهمه عرق ریختن و بدبختی واسه چی؟ جوابش اینه که وقتی ضربان قلب پائینه درسته که بیشتر درصد کالری سوزونده شده از چربی میاد اما در کل مقدار کالری سوزونده شده کمتر از زمانیه که ضربان قلب بالاست. اگه یادتون باشه قانون طلایی کاهش وزن بر مبنای کسری کالریه و برای همین اگر با شدت کمتر ورزش کنیم کمتر هم کالری میسوزونیم. خوب حالا پس تکلیف چیه؟ شدت ورزشمون چقدر باید باشه؟

جوابش اینه که برای آدمهای معمولی مثل ماها که میخوان وزن کم کنند و از طرفی هدفشون اینه که چربی ها هم آب بشن و هیکل روی فرم بیاد باید با شدت متوسط ورزش کنیم. نه خیلی ملایم و نه خیلی شدید.

حالا این ملایم و شدید و اینا اصلا یعنی چی؟ خوب...یخورده کمربندهاتون رو محکم ببندید که میخوام عدد و رقم وارد ماجرا کنم. گفتیم که شدت ورزش رو میشه با ضربان قلب سنجید. یعنی نبض رو بگیری و ببینی قلبت چندتا داره در دقیقه داره میزنه. اما مقدارش چقدر باشه مهمه؟ فرض کنید این مقدار ضربان مطلوب رو اسمش رو بذاریم "ضربان هدف". فرمول ضربان هدف به این صورته:

ضربان هدف= ضربان در حال استراحت+سختی*(ضربان ماکسیمم-ضربان در حال استراحت)

که:

ضربان در حال استراحت: همین که از اسمش هم معلومه. ضربان قلبتون وقتی بدن در حال استراحته. تازه غذا نخورده اید. تازه ورزش نکرده اید. بدن حالت عادی داره.
سختی: یه عدده به درصد که یه کمی دیگه بیشتر راجع بهش توضیح میدم.
ضربان ماکسیمم: فرمولش هست ۲۲۰-سن. یعنی مثلا برای من میشه ۲۲۰منهای ۲۹ که میشه ۱۹۱.

اما سختی چیه؟ سختی همونیه که تعیین میکنه شما آیا در محدوده یواش میخواهید کار کنید یا متوسط یا شدید. به طور کلی اگر سختی ورزش بین ۵۵ تا ۶۵ درصد باشه(۰.۵۵ تا ۰.۶۵) سختی ملایمه و بیشتر چربی سوز. اگر بین ۶۵ تا ۷۵ درصد باشه میشه متوسط  که کالری بیشتر میسوزونه اما چربی هم داره میسوزونه و اگر بین ۷۵ تا ۹۰ درصد باشه سختی بالایی داره که بیشتر قند میسوزنه و کالری زیاد.

خوب حالا بیایین تا اینجاش رو با یه مثال جا بندازیم:

الی ۲۴ سالشه. فرض میکنیم که نبضش در حال استراحت ۸۰ تا در دقیقه میزنه.
ضربان ماکسیمم الی میشه ۲۲۰ منهای ۲۴ که میشه ۱۹۶. ضربان قلب مطلوب الی در حالتهای سختی مختلف میشه به شرح جدول زیر:

ضربان هدف= ضربان در حال استراحت+سختی*(ضربان ماکسیمم-ضربان در حال استراحت)

درجه سختی درصد سختی محاسبه ضربان هدف بازه ضربان هدف
ملایم ۵۵٪ تا ۶۵٪

سختی =۰.۵۵ در نتیجه ضربان مطلوب میشه:
 0.55+80*(196-80)=144
سختی =۰.۶۵ در نتیجه ضربان مطلوب میشه: 
 0.65+80*(196-80)=155

بین ۱۴۵ تا ۱۵۵
متوسط ۶۵٪ تا ۷۵٪

سختی =۰.۶۵ در نتیجه ضربان مطلوب میشه: 0.65+80*(196-80)=155
سختی=۰.۷۵ ٬ ضربان مطلبو میشه:
0.75+80*(196-80)=167

بین ۱۵۵ تا ۱۷۰
شدید ۷۵٪ تا ۸۵٪

سختی=۰.۷۵ ٬ ضربان مطلبوب میشه:
0.75+80*(196-80)=167

سختی=۰.۸۵ ٬ ضربان مطلوب میشه:
0.85+80*(196-80)=179

بین ۱۷۰ تا ۱۸۰

من توی لوگ گروه یه شیت اضافه کردم. بعد از لاگین شدن میتونید ازش برای محاسبه ضربان قلبتون استفاده کنید. تیترش هست "محاسبه ضربان قلب".

خوب حالا هدف باید این باشه که شما بتونید در خودتون رو به محدوده متوسط برسونید و اونجا بمونید. یعنی واقعا نیازی نیست که در محدوده شدید کار کنید مگر در بازه زمانی کوتاه چند دقیقه ای. یه برنامه خوب میتونه این باشه که اول سعی کنید از پائین ترین مقدار ضربان شروع کنید و ببینید چند دقیقه میتونید با اون شدت کار کنید. سعی کنید به مرور پنج دقیقه پنج دقیقه (یا حتی کمتر) زمانش رو زیاد کنید تا به ۳۰ الی چهل دقیقه برسه. وقتی دیدید که میتونید سی چهل دقیقه با سختی ۵۵ درصد کار کنید بعد شروع کنید روی ۶۰ درصد دوباره همین روش رو ادامه بدید تا اینکه در نهایت بعد از چندین هفته یا حتی ماه برسونیدش به ۷۵ درصد. بعد از اون دیگه سختی رو بالا نبرید و در عوض سعی کنید زمان ورزش رو طولانی تر کنید. یعنی به جای ۴۰ دقیقه کم کم برسونیدش به یک ساعت.

یه نکته ای که مهمه اینه که به مرور این کار رو انجام بدید. بدنتون باید عادت کنه و خودتون هم لم کار دستتون بیاد. عجله اصلا در هیچ کاری خوب نیست و عجله در ورزش بسیار بسیار نکوهیده است.

نکته دیگه هم اینه که به مرور که بدنتون روی فرم میاد و ورزش منظم میکنید این ضربان قلب در حال استراحتتون پائین میاد. مال من الان حدود ۶۰ تاست. واسه همین هر از چند ماهی این فرمولها رو دوباره یه حساب و کتابی بکنید. و در ضمن هرچی بیشتر روی فرم میایید ضربان قلبتون دیرتر میره بالا که معنیش اینه که کار بیشتری میطلبه (شما بخون سرعت بیشتر٬ وزنه بیشتر٬...) تا به اون شدت مطلوب برسید.

نکته آخر اینکه بدن هرکسی متفاوته. ضربان قلب ماکسیمم برای هرکسی کمی فرق میکنه. همیشه به بدنتون توجه داشته باشید.

و اما اگه بلد نیستیم نبضمون رو بگیریم یا پای تردمیل و اینا نیستیم یا از این وسیله های ژیگانس اندازه گیری نداریم باید چکار کنیم؟ کماکان یکی از بهترین روشهای دونستن اینکه دارید با سختی مناسب و قابل قبول کار میکنید اینه که "تست حرف زدن" رو هر از گاهی از خودتون بکنید. باید با شدتی کار کنید که بتونید با یه آدمی بغل دستتون حرف بزنید. اگر بعد از حدود ده دقیقه به عرق کردن نیفتید و راحت بتونید آواز بخونید دارید زیادی یواش کار میکنید. اگر نمیتونید یک مکالمه در حین ورزش داشته باشید و دائم باید وایسید نفس بگیرید و نفستون کم میاد دارید زیادی شدید کار میکنید. یادتونه من همیشه میگم بچسبید به سرعت حرف زدن و بیشتر از اون نرید...به مرور که بدنتون روی فرم بیاد سرعت حرف زدنتون بیشتر میشه؟ خوب این دقیقا ترجمه همین پاراگراف بالاست وقتی که نمیتونیم یا نمیخواهیم با ضربان قلب کار کنیم. وقتی با سرعت حرف زدن کار میکنید به احتمال خیلی زیاد یه جایی توی پائین های محدوده متوسط هستید. احتمالا حدود ۶۵ تا ۷۰ درصد. اما به مرور که بدنتون روی فرم میاد ماهیچه قلبتون هم مثل هر ماهیچه دیگه ای قوی میشه و مقدار کار بیشتری میطلبه تا ضربانش بره بالا که ترجمه اش میشه گرفتن نفس شما...اگر نفستون داره کم میاد یواشش کنید وگرنه به بدنتون صدمه میزنید. صبور باشید وگرنه میبرید و نتیجه ای جز آسیب و سرخوردگی نمیگیرید.

منبع: + ٬ این هم یه حسابگر خوب که شماها مجبور نشید زیاد حساب و کتاب کنید:+ اما متن رو یه دور بخونید که بفهمید این عددها یعنی چی.

تکمیل ۳. اوکی. بعد از دو روز تاخیر بابت کار زیاد و مریضی میرسیم به حذف و اضافه و ستاره ها.

هیچ کس از گروه حذف نمیشه. اونایی که هدفشون از پیوستن به گروه فعالیت بیشتر بوده رو من کنار اسمشون یه خط اضافه کردم. خواهش خواهش خواهش که فرمت تاریخ گذاشتن رو رعایت کنید و به صورت سال/روز/ماه بگذارید. اسمتون رو چندین بار توی لوگ اضافه نکنید. همون بار اول که اضافه کردید بعد برین همون رو آپدیت کنید.

و اما ستاره ها:

۱. نازنین ستاره ۵ پوندیش رو میگیره. کف مرتب برای نازنین. تبریک خانوم. یه دوتا نکته بیا یاد ما بده و بگو برنامه ات برای ستاره ده پوندی چیه:
۲. لولک ستاره ۱۵ پوندی رو میگیره. آفرین لولک جان. جات که اینجا خیلی خالی بود این مدت. حالا بیا بگو ببینم چکارها میکنی. ستاره ات هم مبارکت باشه. ایشالا انگیزه بشه برای بقیه راه:
۳. بی تا هم یواش میره و یواش میاد و کامنت نمیذاره نگاه نکنید ها! خانوم حنا هم ستاره ۱۵ پوندیش رو گرفت. کف مرتب برای بی تا. اینم ستاره ات خانومی: من که مردم از حسودی.

۴. نینابه عزیز هم ستاره ده پوندیش رو میگیره. تشویق تشویق. نینابه جون من فکر کنم تو اولین عضو گروه هستی که رفتی مسافرت و لاغر شدی و برگشتی. آفرین. اینم ستاره ات خانوم:

۵. نوا هم ستاره بیست پوندی میگیره. نوا جون آفرین که کماکان داری ادامه میدی و شرمنده از این قاطی شدن ستاره ها. ببینم هدف جدیدی برای خودت چیده ای؟

خوب فعال و غیر فعال رو هم برین چک کنید. اینم از میتینگ این دفعه تا سه شنبه بعد.

+ نوشته شده در  Mon 17 Sep 2007ساعت 22:44  توسط انار  | 

امروز عین این ندید بدیدها از شیرینی هایی که مادربزرگ واسو پخته بود چهارتا خوردم. مزه حلوا و سوهان و باقلوا رو یه جا میداد...دیشب هم رول دارچینی خورده بودم...قند خونم الان به شدت افتاده پائین. از وقتی ورزش و سالم خوری رو شروع کرده ام این شدت عکس العمل بدنم به این ناپرهیزی ها بیشتر شده. نیست که نمیخورم اینجوری در نتیجه بالا پائین شدن قند خونم رو وقتی اینجوری میشه بیشتر میفهمم تا قدیم که همیشه خسته و بی جون بودم. یه بار که واقعا توی پاساژ داشتم میفتادم زمین. البته خوبیش اینه که خوب نمیخورم زیاد چون میدونم اینجوری اذیتم میکنه و یهو انسولین میریزه توی خونم و بعد یهو قندم میفته پائین. اما هر از گاهی که یادم میره واسه یادآوری بد نیست. خلاصه الان منو ببینید فکر میکنید کوه کنده ام به جای شیرینی خوردن.

+ نوشته شده در  Sun 16 Sep 2007ساعت 23:24  توسط انار  | 

یه کشف جدیدی کرده ام و اونم اینه که برنج قهوه ای باسماتی داریم. یعنی عین همون برنج سفید ایرانیه و فقط قهوه ای. خیلی خوشحال شدم چون قبلا از این مدلهای چسبونکی چینیها داشتم که اصلا مثل برنج ایرانی دون نمیشه. اینو دارم میگم که اینوریها برن دنبالش. ایران هم شاید باشه. مزه اش هم هیچ فرقی با برنج خودمون نمیکنه. فقط یخورده بیشتر باید بخیسونیمش و بجوشونیمش تا نرم بشه. اگه غذایی مثل لوبیا پلو یا عدس پلو باشه که اصلا رنگش هم معلوم نمیشه.

یه کلک مرغابی هم واسه سیب زمینی سرخ کرده یادتون بدم: همون اولش که میریزین توی ماهی تابه و نمک و فلفل اضافه میکنید یه کمی هم زرد چوبه اضافه کنید و یه هم بزنید. یه رنگ طلایی قشنگی بهش میده و در نتیجه شما لازم ندارید برای طلایی کردنش کلی سرخش کنید و روغن به خوردش بدین.

بالاخره پس من شیت ورزش رو درست کنم؟ ماه رمضون به تاریخ میلادی از کی تا کی هست؟ به تاریخ هجری شمسی چی؟ کلی داستان باید براتون بگم از متخصص تغذیه و مربی ورزش اما الان باید برم از اتوبوس جا نمونم. سعی میکنم زود برگردم. غذاهام رو هم باید بنویسم.

پ.ن. شیت ورزش رو درست کردم. توی همون آدرس لوگ گروهی الان اگه برین بغلش یه جا نوشته "ورزش ماه رمضان". دقت کنید که هر تغییری که توی این شیت ها میدید اگر دوباره نرین توی پابلیش و منتشرش نکنید برای عموم قابل رویت نیست. دقت کنید که در پابلیش گزینه پابلیش کردن همه شیتها رو انتخاب کنید که هم لوگ گروه به روز باشه و هم لوگ ورزش. من یه عالمه جواب ایمیل بدهکاری دارم. دوشنبه جواب میدم.

+ نوشته شده در  Fri 14 Sep 2007ساعت 13:30  توسط انار  | 

اوکی...میتینگ ۳۵ به افق تهران شروع شد. من که والا چیزی از هفته ام نمونده که نگفته باشم...ماشالله زندگی همش وسط کوچه است:) شما هفته تون چه جوری بود؟ راضی بودین؟ از این روزهای مثل این پست پائینی داشتین؟

خبر رو که شنیدین؟ مهدیس مسابقه پنج کیلومتر رو شرکت کرد...همگی با هم هوراااااااا! آفرین مهدیس جون. این هفته یه ستاره تشویقی تپلی میگیری ها. از الان به بعد تو رسما دونده محسوب میشی. تبریک میگم خانومی. خیلی قدم بزرگی برداشتی.

تکمیل ۱. شانه به سر عزیز این مطلب رو فرستاده که خیلی مفیده و من اینجا میچسبونم واسه همه. خودم هم میخوام برم اینا رو انجام بدم. مرسی عزیز.مطالب دیگه هم البته دریافت شده که خوابوندیم تو آب نمک واسه میتینگهای بعدی!

معرفی چند حرکت ورزشی (شانه به سر)

اینها چند تا حرکت ورزشی هست که نیازی به هیچ وسیله یا امکانات یا حتی فضای خاصی نداره و به راحتی میتونید توی خونه انجامشون بدید. فقط توجه داشته باشید که اصولاْ قبل از انجام هر حرکت ورزشی اول بدنتون رو گرم کنید و کمی کشش بدید تا دچار آسیب بدنی نشید. و دیگه اینکه اگه تعداد تکرارهای حرکات براتون زیاد و سنگین هست از تعداد کمتری شروع کنید و هر چند تا که میتونید انجام بدید و به بدنتون فشار نیارید. بتدریج میتونید اضافه اش کنید. 

۱. کشش و هماهنگی عضلات باسن: دست به کمر بایستید و پاها را به هم جفت کنید. شانه هایتان را آزاد نگه دارید و و در حالیکه تعادتان را حفظ میکنید باسن را با حرکات دایره وار بچرخانید. (همون قر کمر خودمون! "شانه بسر") ۵ بار در جهت حرکت عقربه های ساعت و ۵ بار در جهت مخالف. شعاع حرکتتان را تا جایی که میتوانید بزرگ بگیرید.

۲. تقویت عضلات سرشانه و بازو: بایستید و پاها را به هم جفت کنید. دستها را از طرفین به ارتفاع سرشانه بالا بیاورید و آنها را کشیده نگه دارید، به حالت T. کف دستها را رو به زمین بگیرید، و از سرشانه با حرکات دایره وار آنها را حرکت دهید. سعی کنید دایره هایی به اندازه یک توپ بسکتبال در هوا رسم کنید. این حرکت را ۲۰ بار تکرار کنید..
حالا کف دستها را رو به پشت بچرخانید طوریکه انگشت شصت رو به زمین قرار بگیرد. مجدداْ ۲۰ بار چرخش بازوها را با دستان کشیده انجام دهید. این حرکت را ۲۰ بار دیگر با کف دست رو به بالا، و ۲۰ بار با کف دست رو به جلو انجام دهید. در حالت های پیشرفته تر میتوانید ۴۰ حرکت اول را بصورت ایستاده روی یک پا و ۴۰ تای بعدی را روی پای دیگر انجام دهید.

۳. کشش عضلات باسن و همسترینگ (پشت ران): بایستید و از کمر به سمت جلو خم شوید و با دست زمین را لمس کنید. در همین وضعیت یکی از زانوها را خم کنید و پای دیگر را به حالت صاف نگه دارید (کف هر دو پا باید روی زمین باقی بماند و بلند نشود) سرتان را آزادانه به پایین رها کنید تا بین دستانتان قرار بگیرد، وانمود کنید سر شما ۵۰۰ پاوند وزن دارد و در حالیکه از ستون فقراتتان آویزان است تمام انقباضات و تنش های بدنتان را آزاد میکند. ۱۵ ثانیه در این وضعیت بمانید و حرکت را با جابجا کردن پاها تکرار کنید.

۴. تقویت عضلات پشت (بالایی، میانی و پایینی): پاها را به هم جفت کنید و زانوها را کمی خم نگه دارید. از کمر به سمت جلو مایل شوید تا جاییکه پشتتان صاف باشد و بالاتنه تا حد امکان موازی سطح زمین قرار بگیرد (اگر پشت درد دارید زیاد خم نشوید)، در همین وضعیت بازوها را صاف به سمت طرفین بدن بالا بیاورید تا موازی سطح زمین شود ولی آرنج ها را قفل نکنید (کمی خمیده نگه دارید)، مکث کوتاهی کنید و سپس به آرامی آنها را پایین بیاورید و دستها را به هم نزدیک کنید. ۴۰ بار این حرکت را تکرار کنید. 

۵. کشش عضلات پشت و مورّب شکمی: بایستید و پاها را به هم جفت کنید، دستها را کشیده بالای سر ببرید، با دست راست مچ دست چپ را بگیرید و تا جایی که میتوانید به پهلوی راست خم شوید. ۱۵ ثانیه در این وضعیت بمانید و سپس جهت را عوض کنید. (حرکات کششی رو خیلی آروم و با ملایمت انجام بدید و هیچوقت با ضربه ناگهانی عضلات رو نکشید، همینقدر که کشش رو در عضلاتتون حس کنید کافیه، هیچوقت زیادی و بیش از حد توانتون فشار نیارید که کار دستتون بده. شانه بسر با تجربه!)

۶. تقویت عضلات ساق پا: پاها را جفت کنید و دست به کمر بایستید. پاشنه های پا را به هم بچسبانید و پنجه ها را به صورت اریب به دو طرف باز کنید (این حرکت مقدماتی باله هم هست)، در همین وضعیت پاشنه ها را تا جایی که میتوانید بالا بیاوید و روی پنجه ها بایستید، سپس با منقبض کردن ساق پا پایین بیایید و به نرمی پاشنه ها را به کف زمین بزنید. حرکت را ۴۰ بار تکرار کنید.

۷. تقویت عضلات زیر شکم و چهارسر ران: مطابق وضعیت حرکت قبل (پاشنه ها چسبیده و پنجه ها اریب) بایستید و دستها را به کمر بزنید. پای راستتان را از جلو تا جایی که میتوانید به سمت بالا بیاورید و آن را کشیده نگه دارید. ۲ ثانیه در این وضعیت بمانید و به آرامی آن را پایین بیاورید. ۲۵ بار این حرکت را تکرار کنید و سپس برای پای مخالف نیز انجام دهید. 

۸. تقویت عضلات چهارسر ران و کناره های شکمی: پاها را در وضعیت مقدماتی (دو حرکت قبل) قرار دهید و دستها را به بالای سر بیاورید طوریکه کف دستها روبروی هم باشند. حالا همزمان بازوی راست را پایین بیاورید و پای راست را بالا ببرید تا آرنج و زانو به هم برسند، و برگردید. ۲۵ بار این حرکت را تکرار کنید و سپس برای جهت مخالف انجام دهید.

۹. کشش باسن: روی زمین بنشینید و دستها را به عقب ببرید، کف دستها روی زمین و جهت انگشتان در جهت مخالف بدن (رو به پشت)، آرنج ها را کمی خم کنید. کف پاها را روی زمین قرار دهید و زانوها را خم کنید. حالا پای چپ را بالا بیاورید و به حالت ضربدری روی پای راست قرار دهید طوریکه قوزک پای چپ بالای زانوی پای راست قرار بگیرد. پشتتان را صاف نگه دارید. ۱۵ ثانیه در این وضعیت بمانید و بعد جای پاها را با هم عوض کنید.

دیگه اونایی که دیدن به اونایی که ندیدن از هیکل میزون شانه به سر جانمون بگن که خودش از هر دلیلی واسه این حرکات بهتره.

تکمیل ۲. من برای ورزش ماه رمضون به فکرم رسید که گروهی قرار بذاریم یه ساعتی رو به وقت محلی و قول بدیم که حداقل هفته ای دو بار به اون وقت بریم ورزش. حالا شده پیاده روی یا شنا یا دو. من خودم برنامه دویدنم به خاطر کار و وقفه ای که درش افتاد تق و لق شده و انگیزه و کمک شماها رو لازم دارم. اگه بشه با هم قرار بذاریم خیلی خوب میشه. فکر کنم بعد از غروب خورشید و افطار منطقی تر باشه. مثلا یه ته بندی بکنین بعد یه ورزش معقول و بعد شام. هان؟ چطوره؟ غروب رو من نگاه کردم ظاهرا حدود ساعت یکربع به هفته به وقت تهران. ساعت ۸ چطوره؟ کسی هست که همسایه باشند و تیم بشن؟ نظرتون چیه؟ من میتونم حتی اسامی تیمها رو هم بذارم اینجا که بیشتر انگیزه بگیریم یا یه جدول درست کنم که هرکی یه ستون داشته باشه و به تعداد روزهای ماه رمضون ردیف داشته باشه و هر روزی که ورزش کردیم میاییم توی ستون خودمون توی ردیف اون روز رو ضربدر میذاریم. میتونم یه شیت به لوگ گروهی اضافه کنم که با همین دعوتنامه های الانتونم هم کار کنه. هان؟

تکمیل ۳. و اما بحث شیرین حذف و اضافه.
خوب هیچ کس در خطر حذف شدن نیست. فعال و غیر فعال رو هم برین توی شیت خودتون چک کنید و اگر اشتباهی شده بود به من بگین.

اینا ستاره پس میدن: سحر ستاره پنج پوندیش رو پس میده. سحر مال اینه که وبلاگ نمینویسی ها!

و اما ستاره ها:

۱. اریس عزیز که مدتهاست عضو گروهه به دلایلی که هنوز بر من معلوم نیست اسمش تا همین اواخر جزو لوگ نبوده و برای همین با تاخیر الان ستاره ده پوندیش رو میگیره که خوب بدیهیه یه ستاره پنج پوندی توی دلش داره. کف مرتب برای اریس جون. بیا یه دوتا نکته کنکوری هم یاد ما بده:

۲. الی ستاره ۱۵ پوندی میگیره....آفرین الی جانم. واسه اونایی که نمیدونند الی واقعا ناامید شده بود اما ول نکرد و اینم نتیجه اش. خیلی خوشحال شدم برات الی جون. بیا بگو برنامه ات برای رسیدن به بیست پوندیه چیه. اینم بزن گوشه وبلاگت که برات انگیزه بشه. مبارکه:

۳. پرگلک ستاره ۳۵ پوندی رو گرفت. چکار میکنی پرگلک بابا؟ اون مارک تردمیلت چیه ما هم بریم بخریم؟ بیا یخورده منظم مرتب توضیح بده. واقعا آفرین. باریکلا به پشتکارت. اینم ستاره خوشگلت که رها ساخته:

۴. تپلی ستاره پنج پوندی میگیره. تپلی جان مبارکت باشه. بیا برامون بگو چکارها میخواهی بکنی و مشکلاتت کجاست و یه دوتا نکته هم بگو که چکار کردی که این پنج پوند اومد پائین:

۵. دیانا هم ستاره بیست پوندی میگیره. بابا همت! بابا اراده! شرمنده میکنید شماها بعضی وقتا. مبارکه دیانا جان. بیا یه چند تا نکته خوب دوباره بگو که از ۱۵ تا ۲۰ رعایت کردی که خدا ایشالا قسمت ما هم بکنه:

و اما اخرین ستاره مال مهدیسه که ستاره تشویقیه برای مسابقه ای که شرکت کرد. مهدیس جون از این به بعد تو دیگه اون آدم سابق نیستی واسه اینکه نه تنها کاری رو که ازش میترسیدی انجام دادی بلکه هر دفعه اسمت رو سرچ کنی توی اینترنت زمان این مسابقه ات میاد بالا و واسه همین میگم که تو از الان رسما دونده حساب میشی. مبارکت باشه خانومی:

خوب هرکی از فردا روزه میگیره نماز و روزه اش قبول باشه. انار رو هم یادتون نره دعا کنید. سعی کنید زولبیا و بامیه زیاد نخورید. اگر هم روزه نمیگیرید باز هم سعی کنید زولبیا و بامیه زیاد نخورید. در هر صورت چیز خوبی نیست:). خرما یادتون نره.

+ نوشته شده در  Mon 10 Sep 2007ساعت 23:33  توسط انار  | 

همین الان یه چیزی فرو دادم که واقعا حالم داره به هم میخوره از مزه اش. واقعا آشغال بود. بدترین سالاد تن ماهیی بود که یاد میاد خورده باشم. حیف کالری به خدا که آدم پای این آشغال خوری صرف کنه. چرا بعضی وقتا اینجوری میکنیم؟ جای اینکه مثل آدم بگیم دو پر کالباس مرغ بذاره لای ساندویچ این آشغال رو میخریم که من مطمئنم حداقل ۱۰ امتیاز هم داشت. اه حالم بده. واقعا حالم بده. یکی نیست بگه آخه پول نداری و تحقیقت هم مونده و به مردم هم هزار تا قول دادی که عقبه حالا ساندویچ تن ماهی پرکالری بخوری مشکلاتت همه حل میشه؟ پولدار میشی؟ کار پیدا میکنی؟ دکترات رو بهت میدن؟ اوف اگر بدونید چقدر بد مزه بود.

بقیه غذاها: دونه سویای پخته+ماست میوه ای+ گردو+ پنیر+ بیسکوییت کره ای(تموم شد) و چایی شیرین.

ورزش: نکردم

ارزیابی: امروز ارزیابی تعطیله. آدم اصلا دائم خودش رو ارزیابی کنه خل میشه. منم حیفم که خل بشم:)

+ نوشته شده در  Mon 10 Sep 2007ساعت 14:58  توسط انار  | 

اناری که بنده باشم دارم آبلمبو میشم وسط کار. امروز مهمون داشت این هم خونه ام و من عین از آدم به دورها فقط رفتم غذا خوردم و برگشتم. امتیازهای امروز رو حساب نکردم و حدسی مینویسم که قاعدتا نباید خیلی بیراه بگم.

صبحانه(ساعت ده): باز هم به مدد همخونه عزیز دوتا فرنچ تست با نون سبوس دار(۶)+ یک پیمانه توت فرنگی (۰۵)

ناهار(ساعت ۳): پیتزا روی نون بیگل: اینو شما میتونید روی هر نونی درست کنید و خیلی خوشمزه میشه: یک بیگل رو از وسط نصف کنید(یا هرنونی) بعد روش رو کمی روغن زیتون و سیر تازه خورد شده بمالید. بعد تاپینگ سبزیجات بهش اضافه کنید. من برگ اسفناج تازه+ فلفل دلمه ای قرمز خورد شده+ کمی پیاز خورد شده گذاشتم. بعد روش رو کمی پنیر فتا(از همین پنیر معمول خودمون) رنده کنید و روش یه کمی پنیر پیتزای بدون چربی بریزید(واجب هم نیست. اصلش همون پنیر فتاست)...توی فر ۵ دقیقه بذارید آماده خوردنه. کلکش اینه که ترکیب سیر و پنیر فتا و سبزیجات خیلی خوشمزه میشه. من مزه اش رو تضمین میکنم. حالا امتیازهاش:

بیگل مولتی گرین(۳)+ روغن زیتون(۲)+یک چهارم پیمانه پنیر فتا(۳)+ سبزیجات(۰)+ یک چهارم پیمانه پنیر پیتزای بدون چربی(۱)=۹ خیلی دلم میخواست دوربین داشتم عکسش رو براتون میذاشتم چون خیلی خوشگل شده بود.

میان وعده(ساعت ۵): چایی(۰)+ دوتا خرما(۱)
شام(ساعت ۹): سینه مرغ کبابی صد گرم(۳)+ سالاد سیب زمینی یه خروار + یک تیکه دو در سه چیز کیک + سبزیجات کبابی. اون چیزکیک و سالاد سیب زمینی رو اصلا نمیدونم چند امتیاز حساب کنم. مطمئنم یه عالمه بود. مشکل این بود که مهمون داشتیم و من تا به شام رسیدیم از گرسنگی داشتم خفه میشدم و فکر میکنم علی رغم تلاشم قانون بیست دقیقه رو خوب رعایت نکردم. البته الان اصلا احساس ترکیدن ندارم ها...نه سیرم و نه گرسنه.

ورزش: نکردم. امروز سیل از آسمون میامد همش جای بارون و منم اصولا کارم عقبه. حالا نیاین بگین جای کار چرا وبلاگ اصلیت رو رفتی آپدیت کردی ها! با معصوم که طرف نیستید!:)

ارزیابی: معمولی. ورزش که نکردم. سر شام هم زیاد خوردم. دفعه دیگه یادم باشه قبل از مهمونی ته بندی کنم.

پ.ن.شب تاب جون لینک پست دویدن اینجاست: برنامه برای شروع دویدن. جیرجیرک چشم سعی میکنم فردا هفته پنجم رو اصلاح کنم.

درد دل: من همش میترسم این هفته هم برم روی ترازو و زیاد شده باشم.

+ نوشته شده در  Mon 10 Sep 2007ساعت 0:39  توسط انار  | 

شنبه ۸ سپتامبر ۲۰۰۷

صبحانه(ساعت نه و نیم) :وافل صبحانه خانگی ۳عدد(۷.۵)+ یک سوم موز(۰.۵)+ یک پیمانه توت فرنگی (۰)

بیدار شدم دیدم هم خونه ام میکسش رو درست کرده و واسه خودش حاضر کرده و بقیه رو هم گذاشته من که بیدار شدم درست کنم. جای شما خالی این محبتش از خود وافل ها بیشتر چسبید!

ناهار(ساعت ۳:۳۰): دو پیمانه گل کلم سرخ شده(دستورش رو میذارم) (۲)+ یک پیمانه لوبیا سبز و گوجه(۱) + نصف سیب زمینی متوسط  پخته.(۱)

امروز به طرز عجیبی گرسنه ام نیست. ناهار رو هم خوردم بیشتر واسه اینکه دیگه دیر شده بود و قاعدتا باید گرسنه میبودم! گفتم طبق نصیحت شما مرتب بخورم اما کم بخورم. حالا واسه شام هم غذا دارم.

میان وعده(ساعت ۶.۵): والا میان وعده که چه عرض کنم بیشتر هله هوله خوری بود.
بقیه موزه(۱.۵)+ نصف نون بیگل که جلوم بود(۱.۵) بقیه اش رو ریختم دور که نخورم! + پنج تا دونه برزیلی (۳). این دونه بریزیلی ها جزو کشفیات جدید منه...شکل بادومه اما دو برابر. مزه اش هم بین فندق و بادومه.

الان هم با عرض شرمندگی ۵ تا بیسکوییت کره ای جلومه که بزنم تو چایی بخورم جای شام! حداقل چاییم شیرین نیست. اینم میشه سه تا دیگه.  

+ نوشته شده در  Sat 8 Sep 2007ساعت 14:14  توسط انار  | 

این یه غذای خیلی آسون هست که من واقعا فکر میکنم تمام کالریش از اون یه قاشق روغن تفت دادن سیر میاد و میشه یه عالمه ازش درست کرد.

مواد لازم:

سیر٬ گوجه فرنگی و لوبیا سبز٬ یک قاشق چایخوری روغن

مقدار سیر رو بسته به ذائقه تون بردارید. سیر رو توی روغن تفت بدید. بعد گوجه فرنگی ها رو که حلقه حلقه کرده اید بریزید توی سیر ها و یه هم بزنید تا مزه بگیره بعد لوبیا سبزها رو که دراز دراز هستند و فقط سر و ته شون رو زده اید بریزید قاطی گوجه ها و زیرش رو کم کنید و درش رو بذارید. باید بذارید حسابی آب گوجه فرنگی ها دربیاد و لوبیا ها توی آب و بخار گوجه فرنگی ها پخته بشند تا مزه ترشی گوجه فرنگی و مزه سیر بره به خورد لوبیاها. میتونید گرم یا سرد کنار غذا سرو کنید. من عکس ازش ندارم اما تقریبا یه همچین شکلهایی باید دربیاد:

من وقتی لوبیا هنوز سبز تازه هستند و پخته اند اما هنوز تُرد هستند از روی گاز برشون داشتم.

نوش جان

حق تالیف: کوزه بانو:)

+ نوشته شده در  Fri 7 Sep 2007ساعت 14:25  توسط انار  | 

این امتیازها که من مینویسم مبناشون برنامه ویت واچرز هست. اینجا سیستمش رو شرح داده اگر حوصله کنید بخونید اما به انگلیسیه. کلش اینه که امتیاز هر غذا بر اساس یه فرمولی که خودشون دارند حساب میشه بر اساس سه فاکتور: کالری٬ چربی٬ و فیبر. هرچی کالری غذا یا چربیش بیشتر باشه امتیازش میره بالا و هرچی فیبر بیشتر باشه امتیاز رو میاره پائین و چون آدم میخواد بیشترین حجم رو برای امتیازهاش بخوره ناخودآگاه رو میاره به غذاهای کم کالری و کم چرب و پرفیبر که سالمتر هستند.

من سعی میکنم اگه غذاهایی میخورم که توی ایران رایج نیست عکسش رو توی اینترنت پیدا کنم و لینک بدم اما قول نمیتونم بدم:)

صبحانه: چایی بدون شکر(۰) + پنج تا بیسکویت کره ای(۳)
میان وعده(ساعت ۱۰): کافه لته با شیر بدون چربی(۲) + نون بیگل کشمشی(۳)
ناهار(ساعت ۱): ۷ تکه سوشی کالیفرنیا رول(۵)+ یک پیمانه سوپ میسو (۲)
میان وعده(ساعت ۴): چایی با دوتا خرما(۱) (خیلی مفتخرم که به جای اینکه به بقیه سوشی ها ناخونک بزنم با دوتا خرما سر و تهش رو هم آوردم!)
شام(ساعت ۵.۵): ۵ تا تیکه سوشی (۴)
شام دوم(ساعت ۹): املت با سه تا سفیده تخم مرغ(۱)+ یک چهام پیمانه پنیر پیتزای بدون چربی(۱)+ سبزیجات خورد شده(۰)

مجموع:۲۲
مجموع مجاز: ۱۹
ورزش: دویدن چهار مایل در پنجاه و پنج دقیقه. امروز اتفاقا خیلی جالب بود چون اصلا کار درست و حسابی نکرده بودم و داشتم میگفتم امشب میرم کار میکنم و فردا میرم ورزش...بعد که سر راه خونه داشتم از جلوی باشگاه رد میشدم راه رو کج کردم و یه جورایی دست خودم رو کشیدم و بردم ورزش که "قول میدم بعدش حالت بهتر میشه...تو که باید بیشتر از اینا بتونی بری٬ تو یه دونده هستی٬ عاشق دویدنی٬ حالا هرچقدر دلت خواست بدو...تازه اگه بری بدویی میتونی یخورده دیگه دوباره غذا بخوری.." خلاصه سر خودم رو گول مالیدم و وقتی هم رفتم ۴ مایلم رو دویدم و حالم خیلی خیلی بهتره. وسط دویدن هم یه دختره اومد جلوی من که وااااقعا هیکلش میزون بود. هی به اون نگاه کردم و هی انگیزه گرفتم و دویدم!:)

ارزیابی: راضیم. امروز اصلا گرسنگی نکشیدم و از چند روز قبل هم کمتر خوردم. نمیدونم فرقش کجاست. ورزش هم کردم علی رغم اینکه تنبلیم میامد. اینکه دوباره کم کم دارم به روتین دویدنم برمیگردم خیلی حالم رو بهتر میکنه.

+ نوشته شده در  Fri 7 Sep 2007ساعت 11:42  توسط انار  | 

پنجشنبه ششم سپتامبر ۲۰۰۷

صبحانه(ساعت ۸): شیر بدون چربی و کورن فلکس(۴)
میان وعده(ساعت ۱۰): دو عدد خرما(۱)+قهوه(۰)
ناهار(ساعت ۱۱.۵): ساندویچ نون بیگل مولتی گرین(۳)+ دو قاشق غذا خوری پنیر خامه ای زده شده(whipped cream cheese)(۲)+ گوجه فرنگی و پیاز قرمز(۰)+ دو اونس ماهی سالامون دودی(۲) بعلاوه یه برش از اون پیتزا دیشبیه(۲){قشنگ سیر شدم بعدش}

میان وعده(ساعت ۲.۵): دو پیمانه انگور(۲)
شام(ساعت ۵): ساندویچ نون مولتی گرین دو تیکه(۳.۵)+ دو اونس پنیر فتا(۲)+ sundried Tomato+ جوانه(۰)+ سه تیکه کالباس سینه بوقلمون(۲)

مجموع: ۲۴.۵
مجموع مجاز: ۱۹
ورزش(ساعت ۸:۴۵): ۱.۵ مایل پیاده روی روی شیب ۵ در سی دقیقه معادل یک امتیاز. امروز خیلی خوابم میامد و به نظر خودم بازم خیلی خوبه که تا باشگاه رفتم و لباس عوض کردم و بالاخره یه کاری کردم. همینم نمیکردم الان بدتر هم بودم.

ارزیابی: نمیدونم. نگران تحقیقم هستم و استرسم روی بقیه چیزها هم اثر میذاره. دیشب سعی کردم ۸ ساعت رو بخوابم اما امروز وحشتناک خسته بودم و مغزم نیمه تعطیل بود. فکر کنم به خاطر ترسه که خوابم میگیره اینجوری. گرسنه نبودم توی روز. یعنی بعد از ناهار و شام نه سیر بودم نه گرسنه.

پ.ن. بعد از اینکه اومدم خونه پنج تا از این بیسکوییت ها (whole wheat البته) خوردم که میشه سه امتیاز دیگه. پشیمون هم نیستم.

+ نوشته شده در  Thu 6 Sep 2007ساعت 18:41  توسط انار  | 

چهارشنبه پنجم سپتامبر ۲۰۰۷

صبحانه(ساعت ۸): کورن فلکس با شیر بدون چربی(۴)
میان وعده(ساعت ۱۰):قهوه(۰)
ناهار(ساعت ۱۱ و نیم): ساندویچ: نان سبوس دار دو تکه(۲.۵)+ هاموس دو قاشق غذاخوری(۱)+ وجی برگر(۲)+ قارچ(۰) =۵.۵
میان وعده(ساعت ۲ تا ۳): دو پیمانه توت فرنگی(۱)
میان وعده(ساعت ۷): سه عدد خرما(۱.۵)+ یک چهارم پیمانه مخلوط بادوم و فندق و ...(۵)
شام(ساعت ۸.۵): سه تکه پیتزای خانگی سبزیجات(۸.۵)
مجموع: ۲۵.۵ امتیاز
مجموع مجاز: ۱۹ امتیاز
ورزش(ساعت ۵ و نیم عصر): ۴ مایل دویدن در ۵۱ دقیقه برابر با ۵.۵ امتیاز غذایی
مقدار خواب دیشب: هفت ساعت

ارزیابی: راضیم. خیلی تلاش کردم زیاد نخورم. همه روز گرسنه بودم و دم شام واقعا هلاک داشتم میشدم از گرسنگی. از سر میز شام هم گرسنه رفتم کنار و بعد از بیست دقیقه سیر بودم. دویدن رو دوباره شروع کردم که خیلی خوب بود.

امروز رفتم پیش مربی و وقتی بهش گفتم که سه ماهه با این مقدار فعالیت وزنم تکون نخورده اونم گفت احتمالا کم میخوری. حالا قرار شده سه شنبه دیگه همه این ریز ریز ها رو ببرم پیش متخصص تغذیه ببینم چی میگه. اما آی کیف میده اینا میگن احتمالا باید بیشتر بخوری...آی کیف میده...آخر هفته بشینم حساب و کتاب کنم اینایی که میخورم چند کالری میشه. نظر شماها چیه؟

پ.ن. ترتیب, تنوع, تعادل: راز تغذیه سالم (دیانا)

پ.ن.۲. سه شنبه چهارم سپتامبر ۲۰۰۷:

صبحانه: دوتا پنکیک صبحانه سبوس دار خانگی(4 امتیاز)
ناهار: برگر وجی(2)+ دو قاشق غذا خوری هاموس(1)+ قارچ(0)+ یک تیکه نون سبوس دار(1)
میان وعده(ساعت 2): یک پیمانه انگور(1)+ دوتیکه نون واسابی(1)(مثل غذای اسب میمونه از بس رژیمیه!)
میان وعده ساعت پنج: یک بیگل سبوس دار(3)+ کافه لته با شیر بدون چربی(2)

شام(ساعت 8): یک پیمانه غذا شامل کمی برنج سفید+ لوبیا چیتی+ سبزیجات خورد شده (3)(تقریبا کمنر از یک چهارم پیمانه برنج داشت که میشه یک امتیاز و دوتا هم واسه لوبیاها)

بعد از شام: یک تکه دو در دو سانتی کیک خونگی با آرد سبوس دار (3 تا حساب میکنم)

مجموع: 22
مجموع مجاز: 19
وضعیت: الان که ساعت 10 و نیمه دارم گرسنگی میمیرم و همه روز هم گرسنه بودم.

ورزش: سه شنبه ها میرم وزن کشی وقت ورزش ندارم.

+ نوشته شده در  Wed 5 Sep 2007ساعت 22:47  توسط انار  | 

خوب شروع میتینگ ۳۴ رو به افق تهران اعلام میکنم. بفرمائید و بشتابید و خودتون رو وزن کنید. من میرم وزن کشی و بعد آپدیت میکنم. توی این میون یه گپی بزنیم که هفته چطور بود؟ مال من اوکی بود به خاطر مرخصیم دو روز بیشتر ورزش نکردم. این آخر هفته یخورده پا به پای واسو زیاده روی کردم اما خیلی وحشتناک نبود. حالا ببینیم تو وزن کشی چی نشون بده. شماها چطورید؟

تکمیل ۱. چاقی درونی (این مطلب رو الناز برامون جمع آوری کرده. ممنونم الناز جان)

محققان آمریکایی به تازگی مطالعه ای را روی 427 زن چاق مبتلا به فشار خون و چربی خون بالا انجام داده اند. در این مطالعه این خانمها به 3 دسته تقسیم شدند و 3ه برنامه ورزشی 75 دقیقه , 135 دقیقه و 190 دقیقه به هر گروه داده شد. برنامه ورزشی تعیین شده برای تردمیل و دوچرخه بود ولی گفته شده بود درصورتی که این بانوان نمی توانند به باشگاه بروند حرکات ورزشی نظیر بازی با کودکان , بالا پایین نمودن پله ها را در منزل انجام دهند. پس از 6 ماه با بررسی نتیج مشخص شد هیچ یک از این بانوان وزن کم نکرده اند اما همگی تناسب اندام بیشتری پیدا کرده و اندازه دور کمشان کاهش پیدا کرده بود. همچنین میزان اکسیژنی که در هر دقیقه وارد خونشان می شد افزایش پیدا کرده بود که این نشان دهنده بهبود وضعیت تنفسی آنان بود. جالب اینکه بدانید اندازه دور کمر شاخص بسیار مهمی در ارزیابی سلامت  است.

متخصصان بر این باورند که افراد چاق فعال از همتای لاغر غیر فعال خود لاغرترند. افراد با وزن طبیعی ولی غیر فعال نسبت به افراد چاق پر تحرک بیشتر در معرض خطر ابتلا به بیماریها هستند. دکتر بل اصطلاح ظاهر لاغر-درون چاق را در مورد این افراد بی تحرک به کار می برد . وی جز گروهی است که معتقد هستند چربی اضافی علاوه بر تجمع در زیر پوست می تواند مکانهای دیگری نیر اندامهای داخلی را که قابل رویت نیستند برای تجمع انتخاب نماید. دکتر بل می گوید کسانی که وزن خود  را از طریق رژیم غذایی کنترل می کنند و اصطلاحا به لاغری ظاهری اهمیت ی دهند بیشتر دچار چاقی درونی می شوند که متاسفانه به راحتی نیز قابل تشخیص نیست.

منبع: هفته نامه سلامت

تکمیل ۲. خوب من یک پوند دوباره رفته بودم بالا. الان سه ماهه که روی همین ۱۳۱ گیر کرده ام. امروز رفتم پیش متخصص تغذیه. اونم اعتقاد داشت که احتمالش هست که دارم کم میخورم. مخصوصا اینکه اکثر روز رو زود به زود گرسنه میشم. میگفت بدن باید در طول روز بهش کالری به مقدار کافی برسه و علاوه بر اون پروتئین هم به مقدار کافی بهش برسه وگرنه شروع میکنه از پروتئین ماهیچه ها برای پروتئین مورد نیاز برای کارکرد بدن استفاده میکنه. حالا قرار شده یه هفته ریز ریز بنویسم چی خوردم و براش ببرم تا سه شنبه دیگه بررسی کنه. فردا هم قراره برم پیش مربی ورزش کار با وزنه یاد بگیرم.

 توی نظر خواهی یه بحث خوبی شروع شده درباره رژیم در ماه رمضون. من راستش تجربه خاصی ندارم اما چیزی که به ذهنم میاد اینه که سعی کنید از موادی که قند ساده دارند مثل زولبیا و بامیه و شکر و شیرینی و برنج سفید دوری کنید و به جاش سعی کنید نون سبوس دار و حبوبات و برنج قهوه ای و خرما  و نون سنگک بخورید. علتش اینه که مواد نشاسته ای پروسس شده قند خون رو یهو به شدت بالا میبرند...این دوتا ایراد داره: اول اینکه قند خونی که بالا رفته باعث میشه انسولین خون هم یهو بالا بره و بعد خیلی از انرژی قند به چربی تبدیل میشه و دوم اینکه این انسولین زیاد یهو قند خون رو مصرف میکنه و در نتیجه یهو پائین میفته و این همون موقع است که دوباره یه چیز شیرین دلتون میخواد. مواد نشاسته ای که فیبر دارند فیبرشون باعث میشه که قندشون به مرور آزاد بشه که معنیش اینه که نه تنها قند یهو بالا نمیره و در نتیجه یهو هم پائین نمیاد بلکه در طول مدت زمان بیشتری آزاد میشه و در نتیجه شما مدت بیشتری انرژی خواهید داشت و در ضمن چون همش هم با هم آزاد نمیشه اکثرش میسوزه به جای اینکه به چربی تبدیل بشه. یه راه دیگه هم که بتونید از بالا رفتن یهویی قند خون جلوگیری کنید اینکه  پروتئین و کربوهیدرات رو جفت کنید...یعنی اگه نون میخورید کنارش شیر یا ماست یا پنیر یا مرغ و گوشت هم بخورید.

بعد هم برای خودتون از این چیزهای شیرین سهمیه بذارید و سعی کنید ازش تخطی نکنید. یعنی منبع اصلی انرژیتون رو بذارید کربوهیدرات پیچیده و فیبر دار و روزی یکی دوتا بامیه با چایی بخورید...نگین اصلا نمیخورم چون عملی نیست اما میتونید کمتر بخورید و کنترل شده بخورید.

یکی دیگه هم پیشنهاد داده بود گروهی با هم روزانه برنامه بریزید اینم پیشنهاد خوبیه.

تابلوی اعلانات: من دوتا ستون به لوگ گروهی اضافه کردم. اولیش ایمیلی که به اون دعوتنامه فرستاده شده. فایده این ایمیل اینه که ببینیم کی به کیه...الان دوتا زهرا داریم...کدومش اون زهراییه که وبلاگ داره و اسباب کشی داشت؟ ایمیلها که باشه باز بهتر میشه شناسایی کرد مخصوصا در مورد اسامی مشابه. بعد هم الان یک عالمه ایمیل هست که معلوم نیست مال کیه. و در نهایت اینکه هرکس از گروه حذف میشه باید ایمیلش هم از لیست حذف بشه...بنابراین اگر نمیخواهید ایمیلتون توی این یکی دو هفته آینده از لیست حذف بشه حتما ایمیلتون رو که ازش استفاده میکنید برای وارد کردن مشخصاتتون جلوی اسمتون وارد کنید وگرنه بعدا به مشکل میخورید.

دومین ستون هم قد به سانتیمتره. اینو فقط گذاشتم که یخورده این وزنهای هدف معنی دارتر بشه. اصولا وزن هدف رو باید با توجه به محدوده BMI توی دامنه سلامت معلوم کنید. کجاش برمیگرده به جنس و سن و راحتی خودتون. وحی مُنزل هم نیست. میشه تغییر کنه.

و اخرین نکته اینکه فرمت وارد کردن تاریخ رو لطفا به میلادی و به این صورت بنویسید: سال/روز/ماه. میدونم احمقانه است اما فرمت آمریکا اینه و از روز اول شیت رو با این فرمت چیدیم. رعایت کنید که کار من کمتر بشه. برای ممیز هم در اعداد / نگذارید بلکه از . استفاده کنید. این فرمت اعداد در انگلیسی هست. یعنی نوزده و دو دهم رو بنویسید ۱۹.۲. ممنونم.

تکمیل ۳. خوب اما حذف و اضافه و ستاره ها:

الف- اینا چون بیشتر از چهار ماهه که وزنشون رو آپدیت نکرده اند باید حذف بشند: لولک.
کسی از لولک خبر نداره؟ کاش یکی بهش یه ایمیل بزنه بگه داره حذف میشه.

ب- کسی ستاره پس نمیده. از ترس ستاره پس دادن وزنتون رو آپدیت نکردید؟ اشکال نداره بالاخره درمان موقته اما سعی کنید جبران کنید.

ج- و اما ستاره ها:

۱. امید اولین ستاره پنج پوندیش رو گرفت. کف مرتب بزنید.  این ستاره های پنج پوندی اصلا آسون نیست. امید جان بیا برامون بگو تا حالا چکار کردی و برنامه ات برای پنج پوند بعد چیه. اینم بزن یه گوشه وبلاگت که انگیزه باشه برات:

ما همونطور که مبینید به لطف رها جون یه سری ستاره جدید اضافه کردیم که انگیزه بیشتری برای پیشرفت ایجاد بشه. واسه همین خیلی ها این هفته مشمول الستاره! شده اند.

۲. اینا ستاره ۱۵ پوندی میگیرن که چون عده زیاده من همه رو با هم صدا میکنم: بهار٬ دیانا٬ سامیا٬ سمیرا٬ شادی٬ شیدا٬ گیسو٬ لیلی٬ و مینو....کف مرتب بزنید! اینم ردیف ستاره هاتون...یکی برای هر نفر:) تو رو خدا قشنگ نیست اینهمه ستاره؟ میدونم بعضی هاتون الان توی دوره خوبتون نیستید اما ۱۵ پوند اصلا کم کاری نیست بنابراین بیایین به ماها هم یاد بدین از ده پوند تا این پونزده رو چکارها کردید و واسه ۲۰ پوندیه برنامه تون چیه.

۳. یه ستاره تشکر هم برای خود رها به خاطر کمکی که در ساختن ستاره ها کرد:ممنون عزیز.

خوب دیگه...تموم شد...اینم از این میتینگ امروز....آی ی ی نزن بابا! یادم رفت خوب...بله بله یه ستاره جا مونده:

پرگلک رو یادمون رفت پرگلک هم همونطور که دیده شده زده توی گوش سی پوند و کمر باریک و خلاصه کولاک کرده! پرگلک جون زود بیا خمس و زکات ستاره ات رو که دو سه تا نکته کنکوری مشتی یاد ما بده که من خودم روزی که ستاره ۳۰ پوندی بگیرم جواب سلام خودم رو هم نمیدم:

شماهایی که ورزش میکنید و احتیاج به وزن کم کردن ندارید یخورده باید بیایید از هفته تون بیشتر بگید که از این ستاره تشویقی ها بگیرید وگرنه من از کجا بدونم؟

 

+ نوشته شده در  Mon 3 Sep 2007ساعت 21:56  توسط انار  | 

خوب من تصمیم گرفتم یه مدتی بنویسم چیا میخورم و روزمره ام چه جوریه. هم برای خودم خوبه و هم شماها میبینید که اونم خوب خوبه.

صبحانه(ساعت ده صبح!)-با واسو بودیم. این صبحانه و ناهار با هم میشه چون دیره و مفصله.

سفیده تخم مرغ نیمرو شده یک عدد(صفر امتیاز)+ پنیر چدار(Cheddar Cheese) سه ورق یک و نیم در سه سانتی خیلی نازک(سه امتیاز) + یک نون بیگل مولتی گرین کوچک(Multi grain)(سه امتیاز) + یک قاشق غذا خوری پنیر خامه ای زده شده(یک امتیاز) + یک لیوان شیر بدون چربی (دو امتیاز)+ یک پیمانه انگور(یک امتیاز)- مجموع ده امتیاز

میان وعده (ساعت سه بعد از ظهر): یک پیمانه انگور (یک امتیاز). این انگورها رو تازه گرفته ام و انقدر ترد و خوشمزه است که فکر کنم تا امشب تمومش کنم.

میان وعده (ساعت پنج): یک تکه و نیم نون سبوس دار(دو امتیاز) + یک قاشق کره بادام زمینی(دو امتیاز)

میان وعده(ساعت هفت): با واسو رفتیم کافی شاپ و کیک هم سفارش دادیم با کافه لته اما من چون دیدم گرسنه نیستم با خورده کیکها بازی کردم و قهوه ام رو هم آوردم خونه(صفر امتیاز+کف مرتب!)

شام(ساعت نه): نیم پیمانه لوبیا چیتی(یک امتیاز)+ یک نون تورتیلای کم چربی(دو امتیاز)+یک هشتم پیمانه پنیر پیتزای بدون چربی(نیم امتیاز)+ قارچ و فلفل سبز خورد شده(صفر امتیاز)+یک دوم پیمانه برنج قهوه ای(دو امتیاز)+ یک قاشق غذاخوری ماست کم چربی (صفر امتیاز)ـ مجموع ۵.۵ امتیاز

بعد از شام: چایی(صفر امتیاز)

مجموع امتیاز روزانه:۲۰.۵
مجموع امتیاز مجاز: ۱۹
ورزش: نرفتم. وقت نشد.

ارزیابی کلی: خوب بود. راضیم. این یه روز پر غذا نسبتا حساب میشه چون من پا به پای واسو خوردم و فقط نوع غذاها رو سالمتر و کم کالری تر انتخاب کردم که امتیازهام زیاد نشه.

راستی عکس جدید گذاشتم از خودم. برین ببینید نظر بدید. امروز بعد از یه هفته مرخصی نسبی از دویدن دارم میرم بدوم و خیلی خوشحالم. راستی من تصمیم گرفتم ماراتن شیکاگو رو آمادگی ندارم بدوم. کسی هست که این اطراف بخواد ماراتن یا نیمه ماراتن یا پنج کیلومتر فیلادلفیا رو بدوه؟ من فکر کنم به اون برسم.

+ نوشته شده در  Mon 3 Sep 2007ساعت 13:32  توسط انار  | 

این درصد چربی بدن رو که اون گوشه مینویسم با ترازوم اندازه میگیرم و چندین ماه بود که روی حدود ۳۱ درصد ثابت مونده بود. یعنی تمام این چند ماه وزنم تغییری نمیکرد و این هم ثابت مونده بود با اینکه من فکر کنم حداقل صد مایلی این دو ماه اخیر دویده باشم. خلاصه به نظرم خیلی بی معنی میامد و گفتم شاید اصلا ترازو خرابه که وزن که هیچی حتی درصد چربی بدنم هم پائین نمیاد.

توی باشگاه دانشگاه میتونیم وقت بگیریم و با یه مربی مشورت کنیم و اگه بخواهیم درصد چربی بدن رو هم اندازه میگیره. من پنجشنبه وقت داشتم و رفتم پیش یکیشون و ظاهرا ترازوم درست نشون میده و همون ۳۰ درصده...وقتی بهش گفتم که چقدر ورزش میکنم و زندگیم چه جوریه دوتا احتمال داد: یکی اینکه گفت باید کار با وزنه رو شروع کنی و احتمالا خیلی کمکت میکنه به خاطر اینکه ماهیچه میسازه و اصولا در اخرین توصیه ها الان میگن همه آدمها حداقل هفته ای دو جلسه کار با وزنه باید داشته باشند و لازم نیست خیلی روتین پیچیده ای هم باشه اما همه گروههای ماهیچه بدن رو باید در بربگیره...احتمال دوم هم گفت که شاید به اندازه کافی غذا نمیخوری....میگفت با مقدار ورزشی که تو میکنی باید مراقب باشی که به اندازه کافی غذا بخوری. گفتم خوب اگه هرچی میسوزونم بخورم چه جوری وزن کم کنم؟! گفت ظاهرا بدن توی حالت ایده ال برای انرژی چربی و کربوهیدارت میسوزونه اما اگر غذا به اندازه کافی نداشته باشه شروع میکنه غذا رو به چربی تبدیل کردن و جاش پروتئین (شما بخون ماهیچه) سوزوندن...گفت باید از مقداری که میسوزونی کمتر بخوری اما فقط یخورده کمتر....

خلاصه قرار شد با یه مربی دیگه ملاقات کنم که کار با وزنه یادم بده و پیش متخصص تغذیه(توی مرکز بهداشت) هم برم که با توجه به برنامه ورزش و با درنظر گرفتن مریضی insulin resistanceام بگه چه جوری غذا بخورم بهترینه برام...بازم خدا پدر دانشگاه رو بیامرزه این مربی ها رو مجانی(اگه عضویت سالانه باشگاه داشته باشیم البته) بهمون میده. حالا این هفته با هردو وقت دارم و خبرش رو بهتون میدم که چیا بهم گفتن. اما خلاصه گفتم بگم که من اینهمه که تازه نطق میکنم که کم نخورید خودم ممکنه هنوز به اندازه کافی نمیخورم!

+ نوشته شده در  Sun 2 Sep 2007ساعت 1:3  توسط انار  | 

دیلینگ دیلینگ دیلینگ...میتینگ ۳۳ شروع شد. بفرمائید...صفا اوردید...خوش آمدید. خودتون رو وزن کنید و لوگ رو آپدیت کنید. من فردا عصری میرم وزن کشی اما حالا تا اون موقع یه چاق سلامتی بکنیم. خوبید؟ خوشید؟ هفته خوب بود؟ من جمعه ایی موقع دویدن مچ پام ناجور پیچ خورد و دو سه روزی مرخصی ورزشی داشتم . حالا فردا صبح میخوام یه چهار مایل بدوم ببینم اوضاع چطوره. آخر هفته هم کانادا بودم و توی راه برگشت توی جاده یه همبرگر گنده خوردم. اما به جز اون کلا ملاحظه کردم. جای شما خالی. شماها چکار کردید؟

تکمیل ۱. سه پوند اومده بودم پائین! باورتون میشه؟! الان در سبکترین وزن از شروع برنامه هستم. درست ۱۳۰ پوند...یه همت کنم مرز رو رد کنم خوب میشه ها! باورم نمیشد امروز روی ترازو...نیست که ورزش کمتر کرده بودم به خاطر مچ پام و اون همبرگر رو هم خورده بودم گفتم لابد دو پوند دیگه هم رفتم بالا و الان ۱۳۵ هستم...با غصه که حالا من صد سال طول کشید این پنج پوند رو بیام پائین اما سه سوت میره بالا رفتم روی ترازو و یارو گفت سه پوند اومدی پائین! قیافه من واقعا این شکلی بود: خلاصه اون ستاره ده پوندی بنده رو رد کنید دوباره بیاد که آبروم رفت اوندفعه پسش گرفتین

چند ساعت بعد: رفتم روی تردمیل بدوم و مایل دوم مچ پام درد گرفت. خیلی درد نگرفت اما از ترسم بقیه اش رو روی شیب راه رفتم. این چند وقته از تمرینم عقب افتاده ام و با این وضع میترسم آمادگی ذهنیم رو برای ماراتن کامل از دست بدم...بعد هم مچ پای من همیشه یکی از اون جاهاییه که توی دویدن های طولانی درد میگرفت و بعد الان که پیچ خورده دائم خواهم ترسید که شروع کنه درد گرفتن که خودش بدتره...حالا خلاصه ممکنه این ماراتن رو نتونم بدوم و یدونه دیگه رو یه ماه بعدش بدوم...تا آخر این هفته تصمیم میگیرم. دماغم میسوزه که اینهمه حرفش رو زدم اما خوب اگه علی رغم تلاشم نتونستم فیزیکی و ذهنی هنوز آماده بشم خوب نشده دیگه.

راستی اگه براتون جالب باشه اینجا میتونید ریز ورزش من رو ببینید...که چقدر دویده ام یا توی باشگاه بوده ام...تقریبا ماهی چقدر کالری توی ورزش سوزوندم و چیزهای دیگه و میتونید برحسب ماه یا هفته مقایسه کنید. عمومیش کرده ام چون گفتم شاید به درد کسی بخوره. من خودم اگه بتونم جزئیات روش زندگی بقیه رو ببینم خیلی معمولا کمکم میکنه. اگه شماهام نظری دارید و نکته ای خواهش میکنم حتما بهم بگین که برنامه ام رو بهتر کنم. به نظر خودم کار با وزنه ام کمه که میخوام از این هفته کلاسهای باشگاه رو برم اگه بشه.

این هفته راجع به چی میخواهید حرف بزنیم؟ کسی برای من متن که نفرستاد. موضوعی ندارید بخواهید مطرح کنید؟ من میرم سایت ویت واچرز ببینم مطلب به درد بخور دارند یا نه.

تکمیل ۲. عوارض کاهش وزن بیش از حد سریع: (منبع: سایت ویت واچرز)

کاهش وزن بیش از حد سریع میتواند روی سلامت شما اثر منفی بگذارد. لاغر شدن با سرعت میانگین بیش از دو پوند در هفته( بعد از سه هفته اول) میتواند:

  • ریسک ایجاد سنگ صفرا را زیاد کند.
  • خشکی پوست و/یا ریزش مو
  • عدم تعادل الکترولیت و مایعات در بدن

زنانی که با سرعت زیاد وزن کم کنند ممکن است دچار پریودهای نامنظم شوند. علاوه بر آن تحقیقات بسیاری نشان داده اند که کاهش وزن سریع همیشه با بازگشت سریع وزن همراه است.

راه حل:

اگر بعد از سه هفته اول با سرعت میانگین بیش از دو پوند در هفته وزن کم میکنید ما قویا توصیه میکنیم که:

  1. مقدار غذای مصرفی را افزایش دهید تا سرعت کاهش وزنتان کم شود.
  2. حتما با دکترتان درباره کاهش وزنتان و برنامه زندگی مشورت کنید.

تکمیل ۳. خوب بحث ستاره ها و حذف و اضافه:

۱. اینا از گروه تا جمعه حذف میشند مگر اینکه بیان بگن که میخوان عضو باشند و فعال بشن: دریا

۲. اینا بیش از یک ماهه که وزنشون رو به روز نکرده اند و غیر فعال میشن: زهرا (خانوم شما که دائم اینجایی چرا وزنت رو بروز نکردی؟!)٬ گیسو(که مسافرته البته و میاد)٬ و پرستو.

۳. اینا ستاره هاشون رو باید پس بدند:

پریسا: ستاره ده پوندی رو پس میده.

۴. و اما ستاره دار های این هفته:

انار خانوم که بنده باشم ستاره ده پوندیم رو پس گرفتم و ایشالا که دوباره مجبور نشم پس بدم! با تشکر از خانواده رجبی و امت تپل پرور و شما خوانندگان عزیز.

الناز خانوم هم اولین ستاره پنج پوندیش رو میگیره. کف مرتب واسه الناز. عزیز جان اصلا کم کاری نیست ها! من خودم پدرم در اومد تا یدونه از اینا گرفتم:  بیا برامون بگو چه کارها کردی و برنامه ات برای بعدی ها چیه.

تکمیل ۴. تابلوی اعلانات: کسی هست بلد باشه ستاره های بیشتری برای گروه درست کنه؟ الان بعد از ده پوندی تا ۲۵ ستاره نداریم و از ۲۵ دوباره تا ۵۰. پرگلک یه دونه ۳۰ پوندی برامون درست کرده اما الان فکر کنم سرش شلوغه. اگه بلدین همین ستاره ها رو بردارین و عدد روش رو تغییر بدین یه ایمیلی به من بزنید.

+ نوشته شده در  Mon 27 Aug 2007ساعت 20:54  توسط انار  | 

هدف: هدف از تشکیل گروه ایجاد انگیزه برای ترویج زندگی سالمتر از طریق مشارکت تجربه و دانش در میتینگ های گروهیه. هدف الزاما کم کردن وزن نیست اما هدف اولیه اکثر اعضا کاهش وزنه.

الف-ملحق شدن به گروه: ملحق شدن به گروه یعنی اینکه اسمتون رو توی لوگ گروهی وارد کنید و هر سه شنبه هم اون لوگ رو بروز کنید و در میتینگ سه شنبه ها شرکت کنید. برای عضویت هیچ پیش شرط خاص جنسیتی یا سنی یا وزنی نداریم.

ب- ادامه عضویت در گروه:

اعضای فعال و غیرفعال: اعضایی که از تاریخ آخرین به روز کردن وزنشون در لوگ گروهی بیش از یک ماه گذشته باشه غیر فعال محسوب میشند. برای تبدیل شدن به فعال در میتینگ بعدی لوگ وزن توسط عضو باید به روز بشه. طبقه بندی اعضا به دو دسته فعال و غیرفعال هر هفته بعد از بستن میتینگ انجام میشه و لوگ مجددا پابلیش میشه.

اتمام عضویت: اتمام عضویت در گروه به معنی برداشته شدن اسم فرد از لوگ گروهیه. اتمام عضویت به سه صورت امکان پذیره:

۱. داوطلبانه: هرکدوم از اعضا آزادند که هرزمانی که صلاح بدونند عضویتشون رو تموم کنند. در این صورت اسم و مشخصاتشون از لوگ گروهی پاک میشه.

۲. به دلیل عدم فعالیت ممتد: هرکدوم از اعضا که به مدت سه ماه عضویتشون به صورت غیرفعال در آمده باشه عضویتشون باطل میشه. یعنی اگر عضوی از گروه به مدت چهارماه لوگ گروهی رو آپدیت نکنه عضویتش باطل میشه.

۳. اخراج از گروه: اگر مدیر گروه (که بنده باشم) به دلایلی تشخیص بده که حضور عضوی به پیشرفت کلی گروه صدمه میزنه و انسجام گروه رو به هم میزنه مختاره که بعد از دو اخطار به عضو از گروه حذفش کنه. تشخیص لزوم این مطلب با مدیر گروهه.

عضویت مجدد: اگر به هر دلیلی فرد از گروه خارج شده باشه برای عضویت مجدد باید مثل اولین بار تقاضای ورود بده و در صورت پذیرش مشخصات فعلی ( و نه مشخصات بار اولی که عضو گروه شد) رو وارد کنه. تمام ستاره ها و مزایایی که عضو در گروه قبلا داشته با خروجش باطل میشه و برای دریافتش مجددا مثل یک عضو تازه رفتار میشه.

ج-عضویت در گروه یاهو: گروه یاهو تشکیل شده تا اعضا به صلاح دید شخصیشون عکسهای پیشرفتشون رو آپلود کنند. عضویت در گروه یک مزیته که به طور اتوماتیک به اعضا داده نمیشه و باید احراز بشه. شرایط احراز عضویت:

۱. عضویت به دلیل رای اکثریت فقط به خانومها داده میشه.
۲. اعضای گروه اگر بیش از ده پوند اضافه وزن دارند باید حداقل اولین ستاره رو که جایزه از دست دادن پنج پونده دریافت کرده باشند. این به دلیل اینه که نشون بدن در تصمیمشون جدیت دارند.
۳. عضو متقاضی باید حداقل سه ماه عضویت فعال در گروه داشته باشه.
۴. مدیر گروه حق داره که اگر به هردلیلی عضو رو در درخواستش صادق ندونست عضویت گروه یاهو رو بهش نده.

عضویت گروه یاهو با خارج شدن از گروه لغو میشه. اگر به هر دلیلی بر مدیر گروه ثابت بشه که عضوی از عضویتش در گروه یاهو سو استفاده کرده از عضویت گروه و عضویت یاهو اخراج میشه.

د- ستاره ها: هر فردی در طول کاهش وزن به عنوان تشویق ستاره دریافت میکنه. اگر وزنی که کم شده برگرده ستاره های اعطا شده پس گرفته میشه. اگر فرد به هر دلیلی از گروه خارج بشه تمام ستاره های دریافتی پس گرفته میشه.

+ نوشته شده در  Mon 27 Aug 2007ساعت 17:18  توسط انار  | 

یه چیزی رو میخواستم واسه یکی کامنت بذارم بعد  دیدم اینجا بنویسم بهتره. اینو خودم تازگی یادگرفته ام شاید چند ماه بیشتر نباشه و خودم هم هنوز خیلی راه دارم تا برام درونی بشه....آدمهای ترسو آنالیز میکنند و آدمهای شجاع شروع میکنند.

منظورم چیه؟ اینکه وقتی میخواهید یه کاری رو شروع کنید زیادی از حد آنالیزش نکنید...اگه میبینید زیادی از حد دارید آنالیزش میکنید ممکنه واسه این باشه که میخواهید همون بار اول پرفکت و بی عیب باشه و اینم واسه این باشه که از اشتباه کردن  میترسید....این در مورد نکات منفی عملکرد هم صادقه...من الان اگه بخوام بگم چقدر توی زندگی از درس و ورزش و اموراتم عقبتر از اون چیزیم که از خودم انتظار دارم هزار صفحه باید بنویسم. اما فایده ای خیلی نداره...یعنی بعد از اینکه اون پست میتینگ و پست قبلش رو نوشتم دیگه بسه دیگه...بیشتر از اون فرار کردن از موضوعه...یعنی گاهی وقتا ما با سرزنش خودمون میخواهیم انگار با خودمون بیحساب بشیم واسه اینکه واقعیت اینه که روی دوتا پا ایستادن و حتی یه عمل کوچیک انجام دادن و قبول کردن مسئولیت اکثر اوقات کار خیلی خیلی سخت تریه تا تمام روز چماق توی سر خود کوبیدن....سالم خوردن٬ وقت ساختن برای حتی یک ربع ورزش٬ و همون اون روز رو درست زندگی کردن خیلی بیشتر توان میخواد تا تمام روز وا دادن و بعد فقط اومدن اینجا نوشتن که "امروز هم نتونستم٬ امروز هم ورزش نکردم٬ امروز هم کرانچی خوردم٬ امروز هم عصبی شدم و شکلات خوردم"...

اگه تلاش نکنید و بعد آخر روز خودتون رو سرزنش کنید فقط باید با یه چیز دست و پنجه نرم کنید و اون هم سرزنش آخر روزه اما اگه بلند بشید و سعی کنید اونوقت باید با هزار تا چیز دست و پنجه نرم کنید...اینکه بلد نیستید زمانتون رو مدیریت کنید٬ بلد نیستید هدف واقع گرایانه بچینید٬ بلد نیستید هدفتون رو به قدمهای کوچیک تقسیم کنید٬ بلد نیستید در مواقع بحران پشت خودتون بایستید٬...خوب مدیریت اینا سخته و خیلی وقتا ما پناه میبریم به سرزنش کردن خودمون. اینکار رو نکنید. شجاعت اینو داشته باشید که قبول کنید فعلا عُرضه انجام کارهایی که میخواهید رو ندارید اما وجود داشته باشید که به جای حرفش رو زدن برین دنبالش...یادتون باشه:  توی موقعیتهای دشوار آدمهای ترسو آنالیز میکنند و آدمهای شجاع شروع میکنند.

پ.ن. یه چیز دیگه رو هم یادتون باشه: با فکر کردن به یه مطلبی توش بهتر نمیشین٬ با تلاش کردن و تمرین کردنه که بهتر میشین...والاترین افکار به اندازه دو زار تلاش فایده ندارند.

+ نوشته شده در  Thu 23 Aug 2007ساعت 10:1  توسط انار  |