میتینگ ۲۵ به افق تهران شروع شد...خونه دار و بچه دار ترازوت رو بردار و بیار! یا الله وزن کنید لوگ رو آپدیت کنید که میتینگ رو بترکونیم ها!
من فردا صبح احتمالا با گوش آویزوون میام وزن خودم رو به عرض میرسونم:)
تکمیل ۱. سه پوند چاق شدم! دقیقا سه پوند! حال نمیکنید میزان خودشناسی رو؟ واقعا خیلی زحمت میخواد یه هفته ای بیست و دو مایل (۳۵ کیلومتر) دویده باشی و بعدش لاغر که نشی هیچی سه پوند هم چاق بشی! خوب مثبت به قضیه نگاه کنیم اگه من توی قحطی گیر کنم دیرتر از بقیه پوست و استخون میشم...فکر کن همه شده اند زردنبو من تازه روی فرم اومدم! بده؟ بعد هم همه یکعالمه غذا لازم دارند که چاق بشند من با دوتا تیکه سوهان و سه وعده برنج حسابی آب میره زیر پوستم! بده؟ 
تکمیل ۲. در تجلیل چاق شدن
اینو من خیلی وقته میخوام بگم اما انقدر هول هولی میتینگها میشد که وقت نمیشد...این هفته دیدم چه موضوعی بهتر از این وقتی خودم سه پوند اضافه کرده ام؟ اما بی شوخی یه چیزیه که من واقعا بهش رسیده ام و اونم اینه که موفق ترین آدمها تو کم کردن وزن اونهاییند که توی روند کم کردن هر از گاهی توقف طولانی داشته اند و حتی اضافه هم کرده اند ...چرا؟
ببینید هدف از این کم کردن وزن چیه؟ خوب رسیدن به وزن نهایی با هزار متد٬ درست یا غلط٬ ممکنه که از گرسنگی کشیدن زیاد تا متعادل خوردن تا ورزش شروع کردن تا ماراتن دویدن میشه انجام بشه...اما روزی که به وزن هدف رسیدیم آیا کارمون تموم میشه؟ صد البته که نه! واسه همین هم هست که اگر دیدمون نسبت به کاری که میکنیم کوتاه مدته و میخواهیم ضربتی وزن کم کنیم همون بهتر که شروع نکنیم چون مطمئنا دوباره همش برمیگرده. حرف تغییرات پایه ای رو قبلا زده ایم اما یه سری مهارتهای روزانه است که خیلی هم روانشناسی عمیق نمیخواد اما تمرین لازم داره...مهمترینش اینکه یاد بگیریم بدنمون چقدر فعالیت و غذا لازم داره که چاق نشه...این ممکنه خیلی به نظر ساده بیاد اما در عمل به اندازه تمام آدمهایی که لاغر کرده اند و بعد وزنشون برگشته سخته...به قول شاعر لاغر شدن چه آسان! لاغر ماندن چه مشکل! حالا اگه شما هر از گاهی وزنتون گیر کنه و بعد یاد بگیرید که توی اون وزن گیر کرده وا ندید و چاق نشید یعنی دارید یه مهارتی رو تمرین میکنید که بعد از رسیدن به وزن هدف تبدیل به مهمترین ابزار زندگیتون میشه...حالا من میخوام یه قدم دیگه جلوتر برم و بگم خوبه که توی این روند هر از گاهی که چاق بشید! چرا؟ واسه اینکه ذهنا تمرین میکنید که به جای اینکه از چند کیلو چاق شدن بترسید به جاش کنترل اوضاع رو به دست بگیرید و دوباره با مدیریت چرخ رو به مسیر صحیح برگردونید...یه مثال عینی براتون میزنم.
وزن ما عین یه توپ میمونه که توی سرپائینیه. تمایل طبیعی توپ به اینه که قل بخوره بره ته تپه (شما بخون زیاد بشه) حالا تا وقتی که داریم وزن کم میکنیم عین اینه که این توپه رو زدیم توی بغلمون و هن هن کنان میاریم بالا که خوب مسلم زحمت داره...اما وقتایی که وزن وایمیسته چی؟ خوب شما دارین نفس میگیرید واسه بقیه راه...آیا این به این معنیه که دارین انرژی مصرف نمیکنید؟ صد البته که نه! واسه نگه داشتن توپ توی همون نقطه ای که هست دارین کلی با جاذبه مبارزه میکنید حتی اگه از بیرون تلاشتون به چشم نیاد...حالا فرض کنید توپه از دستتون ول شد...میگید حالا که این یه چند قدم رو قل خورد جهنم! بره تا ته تپه یا میدوید دنبالش و از هرجا که زورتون رسید برش میگردونید؟
رسیدن به وزن هدف عین رسیدن به نوک تپه است..بعد که رسیدین اون بالا باید یه سری استراتژی یاد بگیرید که توپه نیفته تو سرپائینی...مثلا ممکنه دائم دستتون بگیرید و همه جا ببریدش و بعد از یه مدت به فکرتون برسه بشینید و درحین زندگی عادی به توپه تکیه بدید که نگهش دارید که کمتر انرژی مصرف کنید (شما بخون زندگی سالم براتون درونی بشه)...اما به هر صورت نمیتونید توپه رو به امان خدا ول کنید...هرچی در حین بالا اومدن از تپه مهارتهای بیشتری یاد گرفته باشید اون بالا اداره ماجرا براتون راحت تره و اگه یه وقت هم خدای نکرده توپ ول شد توی سرپائینی به جای توی سر زدن و تماشا میدوید دنبالش...پس ایندفعه اگه خواستید بگید " لاغر نشدم...اما حداقل چاق هم نشدم!" دوباره فکر کنید...چاق نشدن کم کاری نیست...شاید از لاعر شدن بعضی وقتا مهمتر هم باشه.
ستاره ها:
۱. سارا: مرز ده پوند رو رد کرده. به خاطر اینکه وبلاگ نداره ما نمیدونیم چه جوری به این مهم نائل شده و وظیفه گروهی این دختر خوبه که بیاد یکی دوتا نکته یاد ما بده که ستاره اش حتی بیشتر هم مبارکش باشه:
۲. خانوم مصمم کولاک کرده بابا! دو هفته متوالی ستاره گرفته. خانوم مصمم چکار کردین که این هفته هم مرز ده پوند رد شد؟ ایشالا که این ستاره براتون انگیزه باشه:
۳. گیسو هم اولین ستاره اش رو به خاطر رد کردن مرز پنج پوند میگیره. مبارکت باشه خانوم. من فکر کردم نوشته ای سه پوند کم کرده ای نگو به کیلو بوده. بیا حتما برامون بگو چکارها کرده ای و چکارها میخواهی بکنی: 
۴. دیانا هم با انرژی شروع کرده و حسابی توی اولین هفته وزن کم کرده. دیانا جانم حسابی مبارک باشه. فقط مواظب باش که زیادی کم خوری نکنی. بیا برامون بگو این هفته چه چیزهایی رعایت کردی و چکارها میخواهی برای بعدا بکنی. اینم ستاره خوشگلت:
خوب کف مرتب واسه همه فعالین گروه و یه تشویق هم واسه من که نمردم و بعد از مدتها این میتینگ رو به موقع شروع کردم٬ سر فرصت مطلب واسش نوشتم و به موقع هم جمعش کردم. حسابی بریم بزنیم توی گوش هفته ای که در پیشه که ایشالا میتینگ بعدی خوش خبر باشیم.
وبلاگهاتون رو زیاد بنویسید و واسه هم نظر بذارین. هرچی بیشتر با گروه در تماس باشید بیشتر براتون بهتره. واسه من که اینجوریه.
راستی! روزتون مبارک خانومهای خوشگل و با اراده گروه سه شنبه طلایی! اینم یه تبریک واسه اینکه یادمون باشه هر روز مثل امروز خودمون رو در اولویت قرار بدیم تا بتونیم واسه بقیه هم مفید باشیم...آدم تا خوشحال نباشه نمیتونه خوشحالی پخش کنه. روزتون مبارک:
